بررسی و تحلیل اثر سرمایه روانشناختی ، استرس شغلی ، و حمایت سازمانی ادراک شده بر رضایت شغلی با نقش واسطه ای متغییر دلبستگی شغلی (مطالعه موردی : کارکنان مپنا)

نویسندگان

1 گروه مدیریت، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران

2 گروه مدیریت صنعتی، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران

3 گروه مدیریت، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه رجاء، قزوین، ایران

4 گروه روانشناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه کاشان، اصفهان، ایران

doi
چکیده

پویایی و موفقیت سازمان‌ها به میزان زیادی به وجود کارکنانی وابسته است که دارای ویژگی‌هایی چون دلبستگی شغلی، تسلط بر وظایف، رضایت شغلی و تعهد کاری و سازمانی باشند. کارکنانی که میان اهداف فردی و اهداف سازمانی هم‌سویی احساس می‌کنند و نسبت به شغل خود دلبستگی دارند، در افزایش بهره‌وری، سرعت و دقت در دستیابی به اهداف سازمانی نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا می‌کنند. از این‌رو، شناسایی عوامل اثرگذار بر دلبستگی شغلی، موضوعی مهم برای مدیران سازمان‌ها به‌منظور جذب و نگهداشت نیروی انسانی توانمند محسوب می‌شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر سرمایه روان‌شناختی، استرس شغلی و حمایت‌های سازمانی ادراک‌شده بر رضایت شغلی با در نظر گرفتن نقش واسطه‌ای دلبستگی شغلی انجام شد. این مطالعه به‌صورت توصیفی و پیمایشی و در قالب یک مطالعه موردی در شرکت مپنا اجرا گردید. جامعه آماری شامل ۵۵۰ نفر از کارکنان این شرکت بود که با استفاده از فرمول کوکران، حجم نمونه ۲۲۵ نفر تعیین گردید. ابزار گردآوری داده‌ها شامل پرسش‌نامه‌های استاندارد لوتانز (2007)، لی و همکاران (2017)، کویوچو و لی (2017)، ادواردز و کیلپاتریک (1982) و مینه‌سوتا (1976) بود. روایی و پایایی ابزارها از طریق ضریب آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی و تحلیل عاملی تأییدی مورد تأیید قرار گرفت. داده‌ها با بهره‌گیری از نرم‌افزار SmartPLS تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد که سرمایه روان‌شناختی، استرس شغلی و حمایت‌های سازمانی ادراک‌شده تأثیری معنادار بر رضایت شغلی دارند و این اثرگذاری از طریق نقش واسطه‌ای دلبستگی شغلی تقویت می‌شود. به بیان دیگر، هرچه میزان سرمایه روان‌شناختی و حمایت‌های سازمانی بیشتر و استرس شغلی کمتر باشد، سطح دلبستگی شغلی کارکنان افزایش یافته و در نتیجه رضایت شغلی نیز ارتقا می‌یابد.