نقش هوش مصنوعی در کاهش تعصبات و ارتقای عدالت سازمانی در فرآینـدهای منابع انسانی مبتنی بر نظریه عدالت سازمانی آدامز

نویسندگان

1 گروه مدیریت بازرگانی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 گروه مدیریت بازرگانی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

doi
چکیده

با گسترش هوش مصنوعی در سال‌های اخیر، استفاده از سیستم‌های تصمیم‌یار الگوریتمی در مدیریت منابع انسانی به یکی از تحولات بنیادین سازمان‌ها تبدیل شده است. این فناوری با وعده افزایش دقت، سرعت و عینیت تصمیم‌گیری، در فرآیندهایی نظیر جذب و گزینش، ارزیابی عملکرد و مدیریت استعداد، به‌عنوان ابزاری برای کاهش تعصبات انسانی معرفی شده است. پیامدهای رفتاری و ادراکی این تحول، به‌ویژه از منظر عدالت سازمانی، محل بحث و ابهام است. پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش هوش مصنوعی در کاهش تعصبات انسانی و تأثیر آن بر ادراک عدالت سازمانی کارکنان انجام شده است. این مطالعه یک مرور نظام‌مند کیفی از پژوهش‌های منتشرشده بین سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵ است که با استفاده از تحلیل محتوای هدایت‌شده، 39 مقاله علمی داوری‌شده را بررسی کرده است. چارچوب نظری پژوهش بر نظریه عدالت آدامز و بسط‌های آن در قالب عدالت توزیعی، رویه‌ای، تعاملی و اطلاع‌رسانی استوار است. یافته‌ها نشان می‌دهد که هوش مصنوعی، در صورت برخورداری از داده‌های متوازن، الگوریتم‌های شفاف و نظارت انسانی، می‌تواند به بهبود عدالت توزیعی و عدالت رویه‌ای در تصمیم‌های منابع انسانی کمک کند و بخشی از تعصبات آگاهانه و ناآگاهانه انسانی را کاهش دهد. نتایج حاکی از آن است که اثر هوش مصنوعی بر عدالت سازمانی ماهیتی شرطی و چندبعدی دارد؛ کاهش تعامل انسانی و استفاده از داده‌های جانبدارانه عدالت تعاملی و اطلاع رسانی را تضعیف می‌کند. استفاده مسئولانه از هوش مصنوعی اعتماد، رضایت شغلی و تعهد سازمانی کارکنان را تقویت می‌کند. نتایج نشان می‌دهد هوش مصنوعی نه یک راه‌حل مطلق، بلکه ابزاری تقویت‌کننده مشروط در مدیریت منابع انسانی است که اثربخشی آن به کیفیت داده‌ها، شفافیت الگوریتم‌ها، مشارکت کارکنان و هم‌افزایی میان تصمیم‌گیری انسانی و ماشینی وابسته است. پژوهش بر ضرورت رویکرد اخلاقی و انسان‌محور در هوش مصنوعی تأکید دارد. واژگان کلیدی : هوش مصنوعی، مدیریت منابع انسانی، عدالت سازمانی، عدالت فرایندی، عدالت توزیعی.