مطالعه تطبیقی قوه خیال در اسطوره گیلگمش و افسانه اسکندر بر طبق نظریه یونگ
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای پژوهش هنر، دانشگاه شاهد، تهران، ایران
2 کارشناس ارشد ارتباط تصویری، دانشکده هنر، دانشگاه شاهد، تهران، ایران
doi
چکیده
ذهن انسان از سرآغاز پیدایش بشر همواره تصوراتی را در ذهن پرورانده است که وجود خارجی نداشته و فقط در درون یک فرد یا افرادی به وجود آمده است. اسطورهها تاریخ نیستند اما از نظر ارزش فرهنگی و ذخایر معنوی موجود در آنها دست کمی از تاریخ ندارند. در دوران معاصر دانشمندان و فلاسفه به کاوش در اسطورههای عهد باستان پرداختند و حلقههای دیگری نیز به این زنجیره اضافه شد. اساطیر بهترین گزینه برای ظهور تخیلات بودند. نقش تخیل در زمینههای پیدایش تصاویر و نمادهای تخیلی در اساطیر با نگاهی به اسطوره گیلگمش و افسانه اسکندر در این تحقیق بررسی شد. پژوهش حاضر به منظور جایگاه خیال از دیدگاه یونگ در اسطوره گیلگمش و افسانه اسکندر انجام شد. بدین منظور از روش توصیفی- تحلیلی استفاده شد و اطلاعات ضرورت تحقیق با استفاده از روشهای کتابخانهای و اینترنتی جمعآوری گردید. از مهمترین یافتهها و نتایج حاصله توجه به نظریه کارل گوستاو یونگ است که با اهمیت دادن به رؤیاها و تخیلات به کلید اسطورهشناسی رسید.