رمزپردازی افسانۀ ققنوس«در گذاری از اسطوره به عرفان»
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.
2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور. ایران.
doi
10.30495/dk.2020.672396چکیده
در بسیاری از اسطورهها و نمادپردازیها ، نکات مشترکی میتوان یافت که ریشه در ناخودآگاه مشترک جمعی بشر دارد و از نزدیکی باورهای فرهــنگی و معــنوی جهانیان حکایت میکند. اسطورۀ جهانشمول ققنوس نیز از جمله اساطیری است که اگرچه دگردیسیهای فراوان یافته است - اسطورۀ کوتزال کواتل را میتوان صورت دگردیسی یافتهای از اسطورۀ ققنوس دانست - ولی میتوان نکات مشترک و بویژه بنمایۀ مرگ و رستاخیز را در تمامی چهرههای نموده شده از این پرندۀ خورشیدی، تشخیص داد. این حقیقت که مرگ، گذاری به نوع برتری از هستی و عالیترین راه برای دستیابی به نوزایی است، در این اسطوره نموده شده است؛ مضمونی که در سیری صعودی به عرصۀ عرفان راه یافته، به صورت رستاخیز روحانی و ولادت ثانوی جلوهگر شده است و بدین سبب ققنوس، این پرندۀ افسانهای، جنبهای غیر عینی و چهرهای قدسی یافته است. ققنوس رمز روحی تعالی یافته است که به ساحت ورای مرگ گام مینهد. در مقالۀ حاضر، که به روش کتابخانهای و به شیوۀ تحلیلی-توصیفی انجام شده، با نگاه به اساطیر برخی ملل، جایگاه اسطورهای، عرفانی ققنوس، پرندۀ آتش، تبیین گردیده است.