قابلیت کاربست عاملهای سازنده عمومیت فضا در گفتمان جامعه مدنی برای فضاهای شهری(نمونه پژوهی: مقایسه عمومیت بازار سنتی تجریش و مجموعه ارگ تجریش)
نویسندگان
1 (دکتری شهرسازی، دانشگاه هنرتهران، عضو گروه علمی شهرداری تهران)
2 (دانشیار دانشکده شهرسازی،گروه شهرسازی، دانشگاه هنر تهران)
3 (دانشیار دانشکده شهرسازی،گروه شهرسازی، دانشگاه هنر تهران)
4 (دانشیار دانشکده شهرسازی، گروه طراحی شهری، دانشگاه هنر تهران)
doi
چکیده
در سالهای اخیر نقدهای بسیاری در مورد میزان عمومیت فضاهای جدید شهری و از میان رفتن و یا کاهش شایان توجه عمومیت این فضاها در مقایسه با فضاهای شهرهای سنتی، مطرح گردیده است. به نظر میرسد بیشتر تحلیلهای اخیر از هنجارهای گفتمان جامعه مدنی متأثر شدهاند. اما با وجود نظریهپردازیهای موجود در گفتمان جامعه مدنی تحت عنوان ایده عرصه عمومی، هیچ یک از آثار موجود تا مرحله ارائه عاملهای سازنده عمومیت فضاهای شهری پیش نرفتهاند و اجماعی بر سر معیارهای داوری درباره عمومیت این فضاها وجود ندارد. با توجه به این شکاف نظری، طرحریزی پژوهشی با هدف مقایسه میزان عمومیت فضاهای جدید و فضاهای سنتی شهری با رهیافت دستیابی به معیارهای ارزیابیِ عمومیت فضاها در گفتمان جامعه مدنی و بررسی قابلیت کاربست آنها برای فضاهای شهری بایسته است. مقاله پیش رو با این هدف ابتدا با شیوه تحلیلی و توصیفی به مرور ساختارمند انگارههای اندیشمندان و تجربههای پژوهشی مرتبط پرداخته است و در گام بعدی قابلیت کاربست عاملهای بهدست آمده را به عنوان معیارهایی برای داوری عمومیت فضاهای شهری، از طریق روش دلفی بررسی نموده است. مشخص گردید که چهار عاملِ دسترسی همگانی، انطباق پذیری، تعامل و گفتگو و مصونیت، برای قضاوت درباره عمومیت فضاهای شهری مناسب هستند. بر این پایه، با هدف پاسخ به پرسش اصلی پژوهش، میزان عمومیت فضای جدید ارگ تجریش و فضای سنتی بازار تجریش مقایسه گردیدند. نتایج نشان داد که موفقیت این دو فضا در دو عامل مصونیت و تعامل و گفتگو تفاوت معنیداری دارند. اما میزان عمومیت دو فضا تفاوت معنیداری را نشان نمیدهد.