واکاوی گفتمان بوشی گرمس در رمان «پیکر فرهاد» عباس معروفی
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران
2 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
doi
10.30495/dk.2020.679748چکیده
ادبیات داستانی گسترة مناسبی برای بررسیهای گفتمانی در ترکیب روایت وگفتمان است، روایتشناسی درک مناسبات و ترکیب درونی اثر ادبی به منظور دستیابی به ساختار نهایی یک روایت است و روایت متکی بر زیباییشناسی گام نوینی در گسترۀ ادبیات داستانی است. برای شناخت و درک یک روایت باید پیرفتها و قاعدههای مختص به زبان داستان را مشخص کرد و از آنروی که در فرایند تحلیل گفتمان با تقطیع ساختارهای دلالت، نظام معنایی کشف میشود میتواند پهنه مناسبی برای استخراج کنشها و شوشهایی باشد که معنای تازهای را خلق میکنند. از دیگر سوی شرایط حاکم بر جریان سیال ذهن میتواند نشانههای عینی را که در گذر زمان به روزمرگی رسیدهاند در فصل جدیدی از انفصال معنایی قرار دهد و با ایجاد معنای تازه گفتمان بوشی گرمسی را با آفرینش پیشتنیدگیها و پستنیدگیهای جریان حادث شده توسط راوی در موقعیتهای بوشی شکل دهد. این جستار به واکاوی نظام گفتمانی بوشی در رمان پیکر فرهاد از عباس معروفی با رویکردی توصیفی- تحلیلی مبتنی بر مطالعات کتابخانهای میپردازد. در این جستار گفتمان بوشی محصول جریان سیال ذهن راوی از خلال چالههای معنایی حاصل شده نمایان میشود. شوشگر ِگفتمانها با خروج از موقعیتهای سلبی در جهت رسیدن به استعلای معنای بودن، گفتمان بوشی را خلق و در جهتی حسی-ادراکی در نموداری پر جهش از سلب به ایجاب، به خلق نشانههای جدید و متفاوت میپردازد.