از سکوت تا اعتراض‌تحلیل انتقادی‌گفتمان فمینیسم درادبیات داستانی فارسی با رویکردلاکلائو و موفه مطالعه موردی:«توپ مرواری» و «سووشون»

doi
چکیده

پژوهش حاضر با بهره‌‌گیری‌ از تحلیل انتقادی گفتمان فمینیستی و نظریه‌های لاکلائو و موفه، به بررسی بازنمایی زنان در دو رمان اجتماعی « توپ مرواری» اثر صادق‌هدایت و «سووشون» اثرسیمین‌دانشور  می‌پردازد. روش پژوهش مبتنی بر تحلیل‌کیفی 20 پاراگراف هدفمند از هردواثرکه تحول جایگاه زنان از سوژه‌های منفعل به‌کنشگران اجتماعی را نشان می‌دهد. هدایت در« توپ مرواری» ، با طنزی تلخ و روایتی چندصدایی، بازنمایی کلیشه‌ای زنان درگفتمان‌های تاریخی را به چالش می‌کشد، استفاده از استعاره «توپ جنگی» به‌ عنوان نماد قدرت مردانه، تقابل گفتمان سنت و مدرنیته در بازتعریف نقش جنسیتی را آشکار می‌سازد. دانشوردر« سووشون» ، زنان به‌عنوان کنش‌گران فعال در مقابله با هژمونی مردسالارانه به تصویرکشیده شده‌اند، هرچند این‌کنشگری در چارچوب ایدئولوژی مسلط محدود می‌شود، یافته‌ها حاکی از آن است که هر دو اثر با وجود تفاوت‌های ساختاری، شکاف عمیق میان گفتمان حاکم و واقعیت اجتماعی زنان در دوران پیش از انقلاب را بازنمایی می‌کنند. این پژوهش نشان می‌دهد ادبیات واقع‌گرای فارسی با بازسازی انتقادی گفتمان‌های قدرت، نقش مهمی در بازخوانی تاریخ اجتماعی ایفا می‌کند.