مقایسه معنایی زمان ژرار ژنت در داستان آیینی دخیل عشق و داستان غیر آیینی احتمالاً گم شدهام
نویسندگان
1
2
3
4
doi
چکیده
ژرار ژنت در نظریهی زمان روایی سه بُعد نظم و ترتیب، تداوم و بسامد را مورد بررسی قرار میدهد. رمانهای کلاسیک ایرانی اغلب از توالی خطی پیروی میکنند اما در رمانهای معاصر ایرانی ابعاد زمان دچار تحول قابل توجهی شده است. در پژوهش حاضر رمان آیینی دخیل عشق نوشتهی مریم بصیری و رمان غیر آیینی احتمالاً گم شدهام نوشتهی سارا سالار از منظر زمان روایی ژرار ژنت مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج پژوهش نشان میدهد در رمان دخیل عشق ساختار روایی غیرخطی و با استفاده از بازگشتهای زمانی مکرر و گاه با پیشگوییهای روایی تغییراتی در ساختار روایت ایجاد کرده و نشان میدهد که زمان با نظمی معنادار و هدایتشده توسط مفاهیم آیینی پیش میرود. در مقابل آن، در رمان احتمالاً گم شدهام با محوریت یک روز کامل از زندگی شخصیت اصلی، بر زمان حال روایی استوار است و آشفتگی ذهنی شخصیت اصلی موجب گسیختگی شدید در ساختار زمان و شکست در توالی وقایع میشود و با تداعی به گذشته، ریشهی بحران هویت زن راوی را آشکار میسازد. تحلیل تطبیقی این دو اثر نشان میدهد که هر دو اثر با بهرهگیری خلاقانه از ظرفیتهای زمان، به بازنمایی تجربهی فردی و اجتماعی پرداختهاند با این تفاوت که زمان در دخیل عشق ابزاری برای تعمیق معنا و هدایت ذهن به سوی تقدیر الهی است، اما در احتمالاً گم شدهام زمان بستری برای تجربهی اضطراب، هویتگریزی و ناتوانی در معنا بخشیدن به گذشته و حال است. این مقایسه نشان میدهد که تحول زمان روایی در ادبیات معاصر ایران نه تنها جنبهی زیباییشناختی دارد بلکه بازتابی از تحولات فرهنگی و اجتماعی نیز محسوب میشود.