فرکلاف اندیشی داستان کیومرث در تطبیق اسطوره اورانوسی در بستر لایه های تحلیلی ان

doi
چکیده

این پژوهش با هدف بررسی تطبیقی ساختارهای گفتمانی، اسطوره‌ای و فرهنگی در داستان «کیومرث» در شاهنامه فردوسی و اسطوره «اورانوس» در اساطیر یونان انجام گرفته است. ضرورت این تحقیق از آن‌جا ناشی می‌شود که هر دو اسطوره، به‌عنوان نخستین روایت‌های آفرینش در دو تمدن کهن، بازتاب‌دهنده بنیادهای فکری، ارزشی و هستی‌شناختی ملت‌های ایران و یونان‌اند و تحلیل گفتمان آن‌ها می‌تواند به درک عمیق‌تر از نحوه شکل‌گیری مفاهیم قدرت، نظم و انسان در این دو فرهنگ بینجامد. روش پژوهش، توصیفی–تحلیلی و کیفی بوده و بر پایه الگوی سه‌سطحی تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف شامل مراحل توصیف، تفسیر و تبیین سامان یافته است. داده‌ها از طریق مطالعه کتابخانه‌ای و تحلیل متون اصلی گردآوری و عناصر زبانی، معنایی و نمادین هر اسطوره استخراج و تحلیل شده‌اند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که در گفتمان ایرانیِ شاهنامه، کیومرث نماد خرد، روشنایی، نظم ایزدی و مشروعیت اخلاقی پادشاهی است و آفرینش با عدالت و خرد در پیوند است؛ در حالی‌که در گفتمان یونانی، اورانوس تجسم قدرت آسمانی، سلطه پدرسالارانه و آغاز چرخه‌ای از خشونت و شورش است. در نتیجه، دو روایت بازتاب‌دهنده دو جهان‌بینی متفاوت‌اند: در اندیشه ایرانی، قدرت امری الاهی و اخلاق‌محور است که به استقرار نظم و انسانیت می‌انجامد، اما در اندیشه یونانی، قدرت منشأ کشمکش و تراژدی است. بدین‌سان، مطالعه تطبیقی کیومرث و اورانوس آشکار می‌سازد که اسطوره، فراتر از روایت تاریخی، ابزاری برای بازتولید هویت فرهنگی و نظام معنایی هر تمدن است؛ چنان‌که فردوسی با بازآفرینی کیومرث، گفتمان ایرانی مبتنی بر فرّه ایزدی، خرد و عدالت را در برابر گفتمان قدرت‌محور یونانی برجسته می‌سازد.