فروپاشی هوش هیجانی در ادبیات مهاجرت ایران: واکاوی روانشناختی دو رمان «میهن شیشهای» و «زمانهی مسموم» اثر فهیمه فرسایی براساس مدل هوش هیجانی بار-اُن
نویسندگان
1
2
3
doi
چکیده
ادبیات مهاجرت پس از انقلاب ۱۳۵۷ یکی از برجستهترین گونههای ادبی معاصر ایران است که تجربهی زیستهی میلیونها ایرانیِ تبعیدی، بهویژه زنان، را بازتاب میدهد. این آثار سرشار از صحنههای شدید عاطفی، تروما، بحران هویت، نوستالژی و فروپاشی روابط انسانیاند، اما تاکنون کمتر از منظر روانشناختی نوین و بهویژه هوش هیجانی مورد بررسی نظاممند قرار گرفتهاند. پژوهش حاضر با هدف پر کردن این خلأ پژوهشی، قابلیتهای هیجانی شپخصیتهای اصلی رمانهای «بازگشت» گلی ترقی، «میهن شیشهای» و «زمانه مسموم» فهیمه فرسایی و «بر بال باد نشستن» شهرنوش پارسیپور را بر پایهی مدل معتبر هوش هیجانی بار-اُن (1997) با پنج مؤلفهی اصلی (درونفردی، بینفردی، سازگاری، مدیریت استرس و خلقوخوی عمومی) و پانزده زیرمؤلفه تحلیل کرده است. روش تحقیق، تحلیل محتوای کیفی با رویکرد روانشناختی-ادبی و بهصورت توصیفی-تحلیلی بوده است. یافتهها نشان میدهند که شخصیتهای این رمانها، با وجود برخورداری محدود از خودآگاهی هیجانی و گاه استقلال، بهشدت از فقدان یا ضعف مؤلفههای حرمت نفس، حل مسئله، کنترل تکانه، خوشبینی و روابط بینفردی رنج میبرند. این نقصانها مستقیماً به انفعال مزمن، فروپاشی روانی و ناتوانی در تابآوری در برابر مهاجرت اجباری منجر شده است. پژوهش در نهایت تأکید میکند که تجربهی مهاجرت تحمیلی ایرانی، پیش از از بین بردن فرهنگ یا زبان، ابتدا هوش هیجانی افراد را تخریب میکند و بازسازی آن را به مهمترین ضرورت حمایتی و درمانی برای مهاجران و تبعیدیان تبدیل مینماید.