تحليل مقایسه ای دگرخوانی های خلّاقانۀحافظ با خواجوی کرمانی بر پایۀ نظریۀ هارولد بلوم
نویسندگان
1
2
3
doi
چکیده
بررسی اشعار شاعران در ادبیّات فارسی بر اساس نظریّه های ادبی همیشه مورد توجّه قرار گرفته و قابلیّت تطبیق با این نظریّه ها را دارا بوده است. نظریّه های « اضطراب تأثیر» و« بدخوانی خلّاق» از هارولد بلوم منتقد معروف آمریکایی که یکی از بزرگترین منتقدان ادبی است ، در زمینۀ شعر مطرح شده و بر رابطۀ دیالکتیک ( مباحثه و مناظره ) امّا ستیزه جویانۀ شاعران متأخّر با شاعران متقدّم تأکید کرده است.در این مقاله تلاش شده است نظریّۀ بلوم با استفاده از تألیفات نظریّه پرداز و با توجّه به اشعار حافظ و خواجوی کرمانی مورد بررسی قرار گیرد. این پژوهش به بررسی غزلیّات حافظ بر اساس نظریّه «بدخوانی خلّاق» هارولد بلوم میپردازد. بلوم در این نظریّه، فرآیند تعامل شاعران متأخّر با آثار گذشتگان را بهصورت نبردی اودیپی برای رهایی از دلهره تاثیرپذیری توصیف میکند، جایی که شاعر با تحریف و تغییر خلّاقانه متون پیشینیان، سعی در ساخت هویّتی مستقل و متمایز دارد. حافظ، با استفاده از ساختارهای زبانی و بلاغی نوآورانه، ترکیبهای بیسابقه، و ایجاد مفاهیم و مضامین جدید، از تأثیرات اوحدی مراغهای فراتر رفته و توانسته است به هویّتی منحصر به فرد در غزل فارسی دست یابد. این پژوهش نشان میدهد که حافظ با بهرهگیری از عناصر بدخوانی خلّاق، مانند تحریف و بازآفرینی اسطورهها، جایگزینی مجازهای تازه بهجای مجازهای متداول، و خلق تصاویر جدید و بدیع، توانسته است سنّتهای ادبی را به چالش کشیده و نقش خود را به عنوان یکی از برجستهترین شاعران سبک عراقی تثبیت کند.