بررسی گفتمان روایی داستان «پادشاه و کنیزک» در مثنوی مولوی بر اساس نظریه ریختشناسی پراپ
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای زبانشناسی، گروه زبان انگلیسی، واحد زاهدان، دانشگاه آزاد اسلامی، زاهدان، ایران
2 دکترای زبانشناسی و استادیار دانشگاه، دانشگاه ولایت ایرانشهر
doi
10.30495/clq.2021.679125چکیده
حکایت و قصه، گونهای از اشکال روایی است که بین مردم سینه به سینه نقل شدهاند. در این میان حکایتهای مثنوی دریایی بیکران از تجربههای ناب بشری است. در پژوهش حاضر، کاربرد دیدگاه پراپ در داستان پادشاه و کنیزک مورد بررسی قرار میگیرد تا شیوه ارائه حکایتها و تفاوتها و شباهتهای آنها با روایتهای معمول معلوم گردد. تحلیل داستان پادشاه و کنیزک و قابلیت تطبیق این روایت با الگوی پراپ است. این روایت یک روایت دوحرکتی شامل 21 خویشکاری است. حرکت اول 16 خویشکاری دارد که با شرارت آغاز و با پیروزی پایان مییابد. حرکت دوم شامل پنج خویشکاری است که با نیاز کنیزک شروع و با وصال پایان میپذیرد. خویشکاری نیاز با سه بار تکرار، بالاترین بسامد را داشته و پس از آن خویشکاریهای میانجیگری، اقدام یاریگر و خبردهی دوبار تکرار شدهاند. یافتههای این نوشتار گویای این است که با اندک جابهجایی در خویشکاریها و حذف برخی دیگر میتوان نظریه پراپ را در مورد داستانهای مثنوی بسط داد.