تحلیل بوردیوییِ ذوق زیباییشناختی فردوسی
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران.
2 دانش آموختۀ دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران.
doi
10.30495/dk.2021.682068چکیده
در این مقاله نظریۀ ساختارگرایی تکوینی بوردیو به کار گرفته شده است تا میزان تأثیر طبقۀ اجتماعی و میدان تولید فرهنگی در ذوق و قریحۀ زیبایی شناختی فردوسی سنجیده شود. اهمیت پرداختن به این موضوع از آن جاست که سهم ویژگی های فردی فردوسی در منظوم کردن شاهنامه را بسنجیم. بنابراین بعد از تعریف و تحدید کلی نظریۀ بوردیو، در بخشی از این پژوهش به شناخت طبقۀ اجتماعی فردوسی پرداخته ایم و از آنجاکه فردوسی از طبقۀ دهقانان بوده و این طبقه ریشه در ایران دورۀ ساسانی داشته، طبقۀ دهقان را به طور کامل بررسی کرده ایم. در بخش دیگری ویژگی های میدان فرهنگی ایران قرن چهار و پنج را بررسی کرده ایم. بر اساس بررسی های صورت گرفته و با روش توصیفی ـ تحلیلی(کتابخانه ای) این نتیجه به دست آمد که قسمتی از ذوق زیبایی شناختی فردوسی به علت طبقۀ اجتماعی اوست و طبقۀ دهقان وی را در فراگیری آموزه هایی توانمند کرده است که در ذوق و قریحۀ او تأثیرگذار است. همچنین نقش عادت واره های او در میدان فرهنگی زمان مورد بحث، او را به سمت آموزه های ادبی و علمی ایران که نقش در هویت ایرانی دارد می کشاند و بنابراین کنشی (استراتژی ) در پیش می گیرد که همانا سرایش شاهنامه است.