بررسی تطبیقی تصنیف و ادب عاشیقی در ساختار و محتوا از دوره صفویه تا پایان قاجار
نویسندگان
1
2
3
4
doi
چکیده
ادب عاشیقی و تصنیف، گرهخوردگی ادبیّات عامیانه با موسیقی و شعر منطقهای و ملّی است که یکی در منطقه آذربایجان و ادبیّات ترکی و دیگری در ادبیّات فارسی مطابق با نیاز جامعه، علاقه و سرگرمی مردم رواج یافتهاند. تصنیف در دوره معاصر به ترانه رسید و ادب عاشیقی همچنان در مناطق آذری زبان ادامه دارد. در این مقاله هر دو از لحاظ جایگاه آنها در ادب عامیانه، سرایندگان، قالبهای ادبی، عروض و محتوا از دوره صفویه تا پایان قاجار بررسی تطبیقی شده است، گردآوری اطلاعات با مطالعه کتابخانهای است و روش تحقیق توصیفی تحلیلی میباشد. سؤال اصلی تحقیق این است که ادب عاشقی و تصنیف به عنوان دو ژانر مهم ادب عامیانه که با موسیقی در میان عامه مردم رایج شدند، چه ویژگیهای ظاهری و محتوایی دارند، نتایج تحقیق نشان میدهد: در بررسی تطبیقی، تأثیر ریتم موسیقی بر وزن آنها، عدول از هنجار وزنی، داشتن سراینده ناشناس، توجه به قالبهای خاص و محتوای مشابه از ویژگیهای مشترک آنها است. مضامین غنایی، تعلیمی، حکمی، حماسی و پایداری و اجتماعی، مهمترین مضامین آنها است. محتوای غنایی در هر دو برجسته است و در وجه تفاوت در دوره مشروطه، وطن و اجتماع مضمون برتر تصنیف شده است ولی در ادب عاشیقی، محتوای اجتماعی با مضامین دیگر ادامه یافته است. قالبهای مهم در شعر عاشیقی، قالبهای قوشما، گرایلی، بایاتی، تجنیس، بحر طویل و تصنیف ترکی است که اغلب هرکدام محتوای ویژه دارند، تصنیف نیز به عنوان قالب مشخص در شعر مشروطه شناخته شد اما در قالب غزل، مستزاد، مسمط و شعر منثور رایج است.