منازعات گفتمانی در غزلیات حافظ مبتنی بر نظریه گفتمان لاکلا و موف

نویسندگان

1 دانشجوی دکترا زبان‌شناسی همگانی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد قم

2 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی، واحد قم

3 عضو هیأت علمی دانشگاه باقر العلوم(ع)

doi
10.30495/clq.2021.685274
چکیده

مناقشات بر سر دین‌داری یا دین‌گریزی حافظ از دیرباز ادامه داشته است. مسأله در این مقاله این است که نظم گفتمانی موجود در دیوان غزلیات حافظ شناسایی گردد، و مشخص شود که در این نظم گفتمانی کدام گفتمان‌ها خودی و برجسته‌سازی شده‌اند و کدام گفتمان‌ها غیر خودی و به حاشیه ‌رانده شده‌اند. بدین صورت می‌توان با روشی داده‌ بنیاد و عینی از رویکرد حافظ نسبت به دین درک بهتری به دست آورد. مبنای نظری در پژوهش، نظریه گفتمان لاکلا و موف است و روش پژوهش مبتنی بر مدل نشانه‌شناسی گفتمانی سلطانی(۱۳۹۳) است. بر این اساس مشخص گردید که نظم گفتمانی موجود در دیوان حافظ شامل گفتمان‌های حکومتی، دینی، تصوف و طریقت رندی حافظ است. گفتمان رندی، گفتمان برجسته‌سازی شده و خودی و سه گفتمان دین‌محور دیگر گفتمان‌های حاشیه‌رانی شده و غیر خودی هستند. همراستایی گفتمان رندی حافظ با انس و عشق او به قرآن گویای عدم تقابل این گفتمان با ارزش‌های حقیقی دینی است. دال مرکزی در گفتمان رندی دال ریاستیزی است که در تقابل و تنازع و با ریاکاری در گفتمان‌های دین‌محور است.