مفهوم ناخانگی و ادبیات مهاجرت در رمان «شمارندۀ شب» اثر «عالیا یونس»
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات انگلیسی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران.
2 استاد گروه زبان و ادبیات انگلیسی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
doi
10.30495/dk.2021.682104چکیده
مفهوم خانه و کاشانه بار عاطفی دارد و به فرد حس امنیّت، تعلق و پایداری میدهد؛ با این حال، دنیا برای فرد مهاجر یا استعمارشده ناخانهای بیش نیست. پژوهش توصیفی_تحلیلی حاضر با استفاده از نظریۀ هومی بابا( HOMI BHABHA) دربارۀ مفهوم ناخانگی(UNHOMELY)، به بررسی تجربۀ مهاجری لبنانی-امریکایی به نام فاطیما در رمان شمارندۀ شب(THE NIGHT COUNTER) اثر عالیا یونس (ALIA YUNIS) می پردازد. بابا معتقد است که ناخانگی زمینۀ رشد و خلاقیت را برای مهاجر فراهم می کند و در عین حال فرد به علت پیوند خوردگی( HYBRIDITY) در فضای انتقالی بینابینی میان جهان و خانه قرار می گیرد که فرهنگ غالبی ندارد. پرسش اصلی این پژوهش مبتنی بر این مطلب است که آیا پیوند خوردن فرهنگی و هویّتی آن گونه که بابا ادعا می کند فاقد برتری فرهنگی است؟ ضمن تایید کاربردیِ مفهوم ناخانگی هومی بابا، نتایج این بررسی نشان میدهد که در مورد فاطیما فرهنگ بومی بر فرهنگ غربی سلطه دارد زیرا که او همواره با توسل به میراث مذهبی و فرهنگِ خود تلاش می کند که توان و نیروی ادامه زندگی در غرب را بیابد. سپری شدن سال های متمادی او را از دنبال کردن فعّالیت های سنّتی بازنمی دارد و همین دلیل بر برتریِ فرهنگی و حس ملّی است تا عدم آن. بنابراین، ضمن وجود پیوندخوردگی، درجۀ پیوندخوردگی در افراد مختلف وابسته به میزان وابستگی آنان به سرزمین مادری، هویّت فرهنگی و مذهبیست و این مسئله ای است که هومی بابا به آن اشاره نکرده است.