بررسی طنز در آثار بهرام صادقی بر اساس نظریۀ رابرتلیو با تأکید بر (سنگر و قمقمههای خالی و ملکوت)
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.
2 استادیار گروه فقه و مبانی حقوق، واحد گچساران، دانشگاه آزاد اسلامی، گچساران، ایران.
3 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد گچساران، دانشگاه آزاد اسلامی، گچساران، ایران.
doi
10.30495/dk.2021.684904چکیده
نظریۀ طنز زبانۀشناختی رابرتلیو، یکی از نظریات کامل زبانشناسی در باب طنز است که پیش از رابرتلیو تحت عنوان نظریۀ انگارۀ معنایی توسط ویکتور راسکین مطرح گردید و با واکاویها و نقد گوناگون مواجه شد که یکی از آنها الگوی رابرتلیو میباشد؛ لیو معتقد است طنز زبانشناختی از نوع غیر زبانشناختی آن متفاوت و جداست و این تنها ابهام است که سبب میشود طنزی، ویژگی زبانشناختی به خود بگیرد؛ این ابهامات در سه حوزۀ آوایی، واژگانی، نحوی و کاربرد شناختی رخ میدهد. بهرام صادقی برای طنزآمیز کردن حکایات خود از مجموع انگارههای زبان شناختی نیز بهره برده است. نتیجۀ این پژوهش که با روش توصیفی – تحلیلی بهدست آمده است نشان میدهد نظریۀ انگارۀ معنایی رابرتلیو و چهارچوب نظری آن تا حدود بسیار زیادی با آثار طنز بهرام صادقی همخوانی دارد.