ساختار اخلاقی– اعتراضی در اندیشههای نظامی گنجوی
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد اسلامشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، اسلامشهر، ایران.
doi
10.30495/dk.2021.1914478.2123چکیده
در این پژوهش پیوند اخلاق و اعتراض در اندیشۀ نظامی مورد بررسی قرارگرفته است. او با رویکرد تعلیمی در پی عدالت ورزی حاکمان و هدایت جامعه به سوی جامعه آرمانشهری است و با داستانهای تعلیمی و بیان اعتراضی گاه با تصریح و گاه با تعریض در برابر عوامل تحمیلی اجتماعی و سیاسی ایستادگی میکند. به اعتقاد او شاید تعلیم از میان انواع ادبی عرصۀ بهتری برای روح انتقادی و اعتراضی به حاکمان زورمدار باشد. از اینرو در قالب داستانهایی از سرنوشت حاکمان گذشته ستودنیها را ستوده و ناشایستها را تقبیح کرده، مضامین ارزشمندی چون عدالت، دینداری و خردورزی و انساندوستی را ستایش کرده و از سویی ناراستی و نادرستی و بیعدالتی و ظلم را تقبیح کرده است. نگارنده در این جستار ضمن مطالعه تحلیلی نتیجه میگیرد بر اساس آموزههای دینی، نظامی اعتراض خود را به حاکمان زمان خود به چهار روش مختلف اقتضائی ابراز داشته و این اعتراض را با توجه به مبانی اخلاقی و شرایط تأثیرگذاری بیان میدارد. از اینرو ظلم را برنمیتابد و با آوردن حکایتهای متعدد از پادشاهان گذشته به تعریض یا با نصایح اخلاقی بهتلویح و یا با اعتراض به تصریح بر آنها میتازد تا به راه دادگری بازآیند. مرحله نهایی از اصول اعتراضی - تعلیمی نظامی متوسل شدن به عالم فرازمینی و توسل به کسانی چون پیامبر اسلام است تا خود ریشه ظلم را برکنند. او ضمن دعوت به عدالتورزی که یکی از شرایط اصلی در حکومتداری است، پادشاهی را که فاقد شرط عدالت ورزی در آرمانشهر نظامی باشد، فاقد صلاحیت حکومتداری میداند.