رابطهی انسان با خدا بر پایهی اندیشهی خداگونهپنداری انسان در آثار عطّار نیشابوری
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه رازی کرمانشاه
2 دانش آموختهی کارشناسی ارشد زبان و ادبیّات فارسی
doi
چکیده
مسئله ی انسان و خدا و رابطه ی متقابل آن ها با هم، یکی از موضوعات بسیار بنیادی در تاریخ تفکّر بشر به ویژه حوزه ی عرفان اسلامی است. دیدگاه عرفا در بارهی تشبّه انسان به خالق خویش، ریشهی توراتی دارد و از آنجا به ذهن و زبان عرفا راه یافته و به صورت حدیث موضوعه در آثار و کلام برخی مشایخ این قوم به کار رفته است. در این راستا، پژوهش حاضر به بررسی رابطه ی انسان با خدا بر پایه ی تفکّر خداگونه پنداری انسان در آثار عطّار نیشابوری می پردازد. منظور از خداگونه پنداری در عرفان، نوع تلقّی عرفا از انسان کامل است که دارای ویژگیهای قدسی و فرابشری میباشد. بر اساس این پژوهش، رابطه ی انسان باخدا، رابطه ای عاشقانه و سرشار از محبّت است. از میان انواع ارتباط، مناجات از بیشترین بسامد و ارتباط دوسویه از کم ترین بسامد برخوردار است. انسان های خداگونه دارای ویژگی هایی خاص از جمله کرامات و قدرت انجام اعمال خارق العاده هستند. جهان بینی عطّار، وحدت وجودی و روش او در رسیدن به تعالی و کمال، بر اساس توجّه به درون و درون گرایی است. سالک با ریاضت، گوهر جان خویش را کشف می کند و خدا را در آن می یابد و بدین صورت به فنا و خداگونگی می رسد.