بررسی تطبیقی مؤلفههای عشق در رمان درتنگ اثر آندره ژید و کتاب چهل نامۀ کوتاه به همسرم نوشته نادر ابراهیمی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فرانسه، دانشکده ادبیات، علوم انسانی و اجتماعی، گروه زبانهای خارجی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و
2 عضو هیئت علمی گروه زبانهای خارجی(فرانسه) دانشکده ادبیات علوم انسانی و اجتماعی دا نشگاه آزاد اسلامی واحدعلوم و تحقیقات تهران ایران
doi
10.30495/clq.2022.694315چکیده
آندره ژید (١٨٦٩-١٩٥١) و نادر ابراهیمی (١٣١٥-١٣٨٧) از نویسندگان شاخص معاصرند که بنا بر انگیزههای معنوی و بیان احساسات انسانی خود، در در تنگ و چهل نامه کوتاه به همسرم به عنصر عشق پرداختهاند. عشق در نوشتار این دو نویسنده به عواطف و دلبستگی محدود نمیشود و به عنوان یک موتیف اساسی در بیان نظرات و اندیشههای آنها مطرح شده و در حقیقت ملاک سنجش خوبیها و بدیها شده است. این دو نویسنده میان عشق و فداکاری پیوند برقرارکردهاند که این مهم در شخصیت آلیسا در در تنگ بارزتر است.ژید در شخصیت آلیسا عشق را نوعی وابستگی معنوی نشان داده که تداوم آن را یک شادمانی فکری می داند، در حالی که ابراهیمی اعتقاد دارد پایداری آن در پیوند میان تکریم و تقوای درونی شکل می گیرد. از این منظر، در نوشتهها و نامههایشان از عشق به ایثار، همسر و وفاداری سخن راندهاند که نگرش عرفانی و در عین حال، حکیمانه آنها با زبان مهر و محبت تداعیکننده اهمیت عشق در مناسبات اجتماعی- خانوادگی است. در این مقاله، با بررسی مولفه های عشق در نوشتار ژید و ابراهیمی، از منظر مکتب آمریکایی (قرابت ها و تضاد ها )، نشان خواهیم داد که دو نویسنده با نگرش های متفاوت نسبت به عشق در تکاپوی کشف مفهومی تازه از آن هستند.