مطالعه شهرنگر در تعیین محدوده های نیازمند بازآفرینی شهری (مطالعه موردی شهر شوش)

نویسندگان

1 (استاد گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری، واحد ملایر، دانشگاه آزاد اسلامی، ملایر، ایران)

2 دانشجوی گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری، واحد ملایر، دانشگاه آزاد اسلامی، ملایر، ایران

doi
10.71487/ebtp.140302121118728
چکیده

وجود مجموعه ای از عوامل و عناصر شهری و کنش های متقابل آنها سبب شکل گیری فضاهای مختلف شهری می شود. وجود هرگونه اختلال و آسیب در هریک از این عناصر و عوامل موجب ناکارآمدی و عدم کارائی فضاهای یاد شده می شود. محلات شهری مهمترین فضاهای شهری هستند که در آنها کارکردهای مختلف را می توان مشاهده نمود. مفهوم بازآفرینی شهری از جمله آخرین رهیافتهایی است که جهت برون رفت از چالش های ناکارآمدی شهری در دنیا مطرح شده است. در کشور ما هم طی دو دهه اخیر توجه خاصی به بازآفرینی شهری شده است. اولین گام جهت مطالعات مربوط به بازآفرینی شهری تعیین محدودهای هدف است. از طرفی تعیین محدوده های بازآفرینی خود نیاز به بررسی شاخص های مختلف و سنجش آنها دارد. گونه های مختلف محدوده های بازآفرینی مطرح شده اند. در این مقاله با توجه به اسناد ملی کشور چهار گونه محدوده هدف با 14 شاخص با استفاده از نرم افزار GIS در شهر شوش مورد مطالعه قرار گرفته است. شهر شوش بعنوان یکی از مهمترین شهرهای تاریخی ایران با قدمت چندین هزار ساله و به سبب وجود آرامگاه دانیال پیامبر از شهرهای مذهبی نیز به شمار می رود. توسعه نامتوازن فضاهای شهری در محلات مختلف آن امروزه یکی از چالشهای مهم شهری محسوب می شود. بر اساس مطالعه حاضر از مجموعه مساحت شهر شوش 63 درصد و از مجموع جمعیت آن 68 درصد در محدوده های ناکارآمد شهری قرار گرفته اند. در این شهر از 15 محله شهری 11 محله در محدوده های تاریخی، بافت فرسوده، سکونتگاههای غیر رسمی ، محدوده های مخاطرات طبیعی و انسانی قرار داشته اند