تجلّی عنصر عاطفه در تحلیل معناشناسی شعر شاعران روشندل: بهشتگمشده میلتون و دیوان رودکی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی ،واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.30495/dk.2021.1906534.2040چکیده
رسالت اصلی ادبیّات بهویژه صورت منظوم آن، تأثیرگذاری بر احساس مخاطب است. شعر، معمولاً بازتابی از وضعیّت عاطفی خالق خویش است. بنابراین عنصر احساس و عاطفه بهعنوان یکی از ارکان معنوی شعر، مهمترین عنصر سازندۀ هنری است و پلی میان جنبۀ درونی و محیط بیرونی خالق اثر است که بیشترین تأثیر را بر مخاطب میگذارد؛ بدین جهت بررسی و تحلیل این عنصر نسبت به عناصر دخیل دیگر، ضروری بهنظر میرسد. هدف از پژوهش حاضر شناخت مضامین و افکار دو شاعر روشندل، جان میلتون و رودکی، با توجّه به احساس مشترک که برخواسته از نقص فیزیکی بین دو شاعر است، میباشد؛ چنانکه تفاوتها و تشابهات فکری آنان میتواند به شناخت بیشتر منجر شود و نیز به تعاملات میان فرهنگی در جهت نزدیکی تمدّنها و صلح جهانی کمک کند. پژوهش حاضر بر آن است تا چگونگی راههای انتقال عواطف، احساسات، القای معانی و هنر شاعری نظیر تشبیه، استعاره، حسآمیزی و تصویرسازی توأم با آن و... را با استفاده از روش توصیفی– تحلیلی مورد بررسی قرار دهد. یافتهها نشان داد که حسآمیزی و وجود عنصر عاطفه، عمدهترین نقطۀ اشتراک میان دو اثر و دو شاعر است. این وجه هر دو شاعر را زمانی میتوان قویتر مشاهده نمود که دریابیم حس نابینایی هر دوی آنها نه تنها محدودیتی در کارشان ایجاد نکرده، بلکه توانسته است تمایزاتی میان این دو شاعر با شعرایی که از حس بینایی برخوردار هستند، ایجاد نماید.