بررسی تطبیقی مؤلفههای مارکسیستی رمان ژانی گل اثر ابراهیم احمد و دختر رعیت اثر محمود اعتمادزاده
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان وادبیات فارسی، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران.
2 گروه زبان وادبیات فارسی، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران
doi
10.30495/clq.2022.1961533.2437چکیده
نقد مارکسیستی گونهای از نقد ادبی است که از ارتباط جامعه و ادبیات سخن میگوید. در نقد مارکسیستی ادبیات را بر اساس شرایط تاریخی پدیدآورندۀ آن تحلیل میکنند. بنابراین برای نقد مارکسیستی شناخت زمینۀ تاریخی آن نیز ضرورت دارد با اشغال ایران و عراق و منطقۀ کردستان بعد از جنگ جهانی اول توسط نیروهای متفقین و روسیه، جریانی بر ادبیات فارسی و کردی مسلط میشود که بسیاری از نویسندگان آنها را تحت تأثیر مارکسیسم و کمونیسم روسیه قرار میدهد. جامعۀ ایران در خلال و بعد از جنگ جهانی اول به دلیل ناکارآمدی نظام حاکم درگیر مشکلاتی همچون؛ فقر و تنگدستی، وجود نظام طبقاتی و فشار حاکم بر مردم توسط حکومت وقت بوده است، کردستان عراق نیز از دیرباز محل نزاع با دولت و حکومتهای مرکزی وقت خود در پی یافتن حکومت و دولتی مستقل بوده است، اندیشۀ ناسیونالیست کردی در کردستان عراق و نیز تأثیرپذیری جامعۀ ایران و کردستان عراق از جریانهای کمونیستی و مارکسیستی بعد از جنگ جهانی اول این زمینه را فراهم میکند که به بررسی آثار نویسندگان ادبیات فارسی و کردی و تأثیرپذیری آنها از این جریانها پرداخته شود. در این پژوهش به نقد مارکسیستی رمان ژانی گل و دختر رعیت که میتوان گفت در ادبیات فارسی و کردی هر دو اثر جزو نخستین داستانهای واقعگرای اجتماعی هستند بر اساس مؤلفههای نقد مارکسیستی پرداخته شده است و پس از بررسیهایی که در این پژوهش انجام گرفته مشخص شده است که؛ محمود اعتمادزاده و ابراهیم احمد رمانهایشان را وسیلهای برای بیان افکار خود قرار دادهاند.