«غزل مدیحهسرایی» حافظ
نویسندگان
1 مربی گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد انار، دانشگاه آزاد اسلامی، انار، ایران.
doi
10.30495/dk.2022.688633چکیده
در نیمۀ دوم سدۀ ششم هجری قمری با تشکیل حکومتهای کوچک محلّی با عنوان اتابکان که باقیماندۀ حکومت نیرومند جلالالدّین ملکشاه سلجوقی و نظامالملک توسی بود سکتهای در قصیدهسرایی سبک خراسانی و مدیحهسرایی رخ داد که با یورش مغولان و تاتارها سبک مدیحهسرایی از قالب قصیده به قالب غزل به ارث رسید. بنابراین محتوای قصیده در نزد بزرگان ادب تبدیل به سخنانی در باب عرفان، اخلاق و مسایل اجتماعی گردید. تعزّل که دارای بار غنایی و عاشقانه بود و به تدبیر سنایی از قصیده جدا شده و به قالبی مستقل با نام غزل بدل شده بود به گونهای تلفیقی ضمن بیان حالات عاشقانه و عارفانه بار مدیحهسرایی را هم به دوش کشید.این شیوه از غزل در نزد حافظ به ویژگی سبکی تبدیل شد. حافظ که شاخص و برترین نمایندۀ سبک غزل مدیحهسرایی است پس از خود پیروانی پیدا کرد اگرچه هیچکدام هیچگاه به عظمت او نرسیدند. نگارنده در این گفتار کوشیده است تا به روش (توصیفی – تحلیلی) به تحلیل و معرّفی سبک غزل مدیحهسرایی حافظ در اشکال مختلف آن بپردازد و از آغازگر این شیوه و نمونهای از پیروان آن پس از حافظ یاد کند.