بررسی و مقایسه تصاویر آتش در ادبیات حماسی و عرفانی با تأکید بر شاهنامه فردوسی و اشعار مولانا
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد خلخال، دانشگاه آزاد اسلامی، خلخال، ایران.
2 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.30495/dk.2021.688641چکیده
آتش یکی از عناصر بنیادی در پیدایش هستی و نیز مهمترین جلوة حیات در طبیعت برای انسان است. عنصر آتش از بدو زندگی تابهحال در میان تمام انسانها و آیینها دارای قداست و اهمیتی والا بوده است. این عنصر در افکار و سرودههای دو شاعر بزرگ زبان و ادبیات فارسی، یعنی فردوسی و مولانا نیز همواره از اهمیت ویژهای برخوردار بوده و به اشکال مختلف در آثار آنان متجلی گردیده است. فردوسی آتش را آخشیج برتر عنوان نموده و در نظر او آتش سرچشمه ویژگیهای بنیادین دیگر از قبیل گرما، سرما، خشکی و تری است. ویژگیهای اساطیری آتش در شاهنامه مانند آتش آزمون و آتش تطهیر بسیار پررنگ و نمادین است. آتش در اشعار مولانا در قالبهای تمثیل، تلمیح، استعاره، نماد و غیره بهکاررفته است. آتش در اشعار مولانا در مصداق آتش حق و تجلیات وی، آتش انبیا، آتش عشق، آتش جهنم، آتش نفس و غیره به چشم میخورد که همگی برای تبیین معرفت، عشق و جلوههای آفرینش بهکاررفته است. در این مقاله به شیوۀ توصیفی _ تحلیلی، تصاویر آتش در شاهنامه فردوسی و اشعار مولانا موردبررسی قرارگرفته است. کارکردهای معرفت، عشق و پاککنندگی آتش عمدتاً تحت تأثیر اسطورهها بوده و ازلحاظ رویکرد نقاط مشترک زیادی با شاهنامه فردوسی دارد؛ اما در تحلیل رویکرد عارفانه شعر مولانا و تصاویر او از آتش درمییابیم که مجردّات فکری شاعر به طور رمزگونه بیان شده است.