تحلیل همسانی گفتارمتن های آوینی با یونگ و مولانا در تعالیم عرفانی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه زبان وادبیات فارسی ،واحد علوم وتحقیقات،دانشگاه آزاد اسلامی ،تهران،ایران
2 دانشیار مدعو گروه زبان وادبیات فارسی، واحد علوم وتحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران|عضو هیات علمی دانشگاه هنر تهران،ایران
3 دانشیار و عضو هیأت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران
doi
10.30495/clq.2023.1930815.2178چکیده
هر متن بهعنوان یک ساختار، پدیدهای خودبسنده نیست، بلکه در مناسبت با متون قبل و بعد از خود، شبکهای درهمتنیده از دلالتها، مشابهتها وافتراقهای معناییوزبانی را تشکیل میدهد. ازاین منظرمعنا، امری تطبیقی و در تعامل با متون قبلوبعد از خود است. ادبیات دفاع مقدس بهعنوان نحلهای از ادبیات معاصر، برخی از معانی خود را از خلال روابط تعاملی با متون قبل از خود بهویژه متون عرفانی کسب کرده است و از منظری تطبیقی با ادبیات عرفانی تا حدودی در راستای یک گفتمان معناساز مشترک قرار دارد. در این مقاله کوشیدهایم تا با روشِِتحلیلی توصیفی با رویکردی تطبیقی، خاستگاههای عرفانی و میزان همسانی گفتارمتنهای آوینی را با آثار مولانا وکارل گوستاو یونگ، واکاوی کنیم. نتایج این تحقیق همسویی و همرنگی سخنان آوینی را با مفاهیمی همچون؛ تجلی، نور، ظلمت و لقاءالله که از واژهها و مفاهیم پربسامد ابیات مولانا و عرفان است و با بیان تازه در پیشنهاد و فرایند فردیت یونگ بهکار گرفته شدهاند آشکار میکند