بررسی تطبیقی کارکرد نمادهای رنگ سرخ در شعر پایداری (با تکیه بر اشعار شهریار و جواهری)

نویسندگان

1 پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

doi
10.30495/clq.2023.1981325.2530
چکیده

گاهی شاعر سخن گفتن را از طریق کلماتی که نماد، رمز و سمبول هستند، برای خود یک اصل قرار می‌دهد و از این طریق، بی نیاز از شرح موضوعات گوناگون و بسط سخن است. رنگبعنوان برجسته‌ترین عنصر در حوزۀ محسوسات، از دیرباز تاکنون مورد توجه انسان بوده و همواره روح وروان آدمی را مسحور قدرت خود کرده‌است. رنگ‌ها علاوه بر دلالت‌های وصفی، در بیان تجربه‌های افراد نیز نقش عمده‌ای ایفا می‌کنند. امروزه نیز رنگ مهمترین عنصر در بروز خلاقیت‌های هنری و بهره‌وری محسوب می‌شود و شاعران به عنوان زیباشناسان جهان آفرینش از واژگان رنگین در عینی‌تر شدن ایماژهای شاعرانه و گاه در راستای تبیین مفاهیم بیان ناشدنی فضای نمادین اشعار خویش بهره‌ها می‌برند. با شناخت ویژگی‌ها و تاثیرات رنگ‌ها در فضایی واقعی، کنایی، رمزی و اسطوره‌ای می‌توان به رازهای پنهان بسیاری دست یافت و یا پیام‌هایی را به مخاطب منتقل کرد. از همین روی در شعر پایداری نیز به‌کارگیری عنصر رنگ، بیانگر آرمان‌ها و خواسته‌های شاعران است. شهریار و جواهری نیز با به‌کارگیری رنگ‌ها به ویژه رنگ سرخ به عنوان یکی از اجزای مهم صور خیال در اشعار خود، تداعی‌های پر رمز و رازی را با زمینه‌های فرهنگی، آیینی و تاریخی خلق کرده‌اند. این جستار با استفاده از روش تحلیلی ـ توصیفی و با تکیه بر مکتب امریکایی در ادبیات تطبیقی سعی در تبیین کارکرد رنگ سرخ در اشعار پایداری این دو شاعر دارد. یافته‌های این پژوهش نشانگر آن است که در شعر هر دو شاعر، رنگ سرخ بیانگر شهادت، قیام، اعتراض،ایستادگی و پایداری است.