واکاوی تطبیقی ادبیات اعتراض‎ در اشعار سمیح القاسم و علیرضا قزوه (با تکیه بر انتقاد از نهادهای بین‎المللی)

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد زبان وادبیات عربی ،پژوهشگاه علوم انسانی ومطالعات فرهنگی

2 دانشیار پژوهشگاه علوم انسانی ,ومطالعات فرهنگی

3 استادیارگروه آموزش زبان وادبیات عربی دانشگاه فرهنگیان تهران.ایران

doi
10.30495/clq.2023.1977448.2508
چکیده

اعتراض نوعی موضع‎گیری است که اساسی‎ترین کاربرد آن، سلب احساس امنیت از فرد یا مجموعه‎ای است که مورد دادخواهی قرار گرفته است. درجۀ تأثیرگذاری اعتراض، بنابر نوع آن، متفاوت است. یکی از تأثیرگذارترین انواع اعتراض، در قالب شعر خود‎نمایی می‎کند؛ زیرا شاعران به‌وسیلۀ بیان اعتراضات خود، نقش بسزایی در بیدار کردن مردم و بیرون آوردن جامعه از خمودگی و وارفتگی دارند. این جستار به تطبیق اشعار اعتراضی دو شاعر معاصر فلسطینی و ایرانی به نام‎های سمیح القاسم و علیرضا قزوه اهتمام دارد. تلاش نویسندگان بر آن بوده است که بر‎اساس مکتب آمریکایی ادبیات تطبیقی، اشتراکات و افتراقات اشعار این دو شاعر را، با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی مورد بررسی قرار دهند. نتایج به‌دست‌آمده نشان از آن دارد که نوع ادبیات سمیح القاسم آمیخته با عجز و ناتوانی است که نشان از ناامیدی ایشان دارد اما علیرضا قزوه از موضع قدرت و با نوعی قاطعیت به نقد نهادهای بین‎المللی پرداخته است که نشان‎دهندۀ امیدواری اوست و این امیدواری و ناامیدی، ناشی از فضای جامعۀ این دو شاعر است؛ به این قرار که از نگاه سمیح القاسم به دلیل فقدان بستر مناسب، میزان تأثیرگذاری مفاهیم شعری به حداقل رسیده و درنهایت منجر به ناامیدی شاعر گشته است. از نتایج به‌دست‌آمدۀ دیگر نوع پردازش دو شاعر به مسائل است که هر دو شاعر برای میان‎تهی نشان دادن نهادهای بین‎المللی، به ظواهر آن پرداخته‎اند با این تفاوت که سمیح القاسم به‌ظاهر اعضای این سازمان‎ها پرداخته اما علیرضا قزوه به‎طور کل ساختارها را به چالش کشیده است