بررسی و تحلیل شیوههای وصف عشق در سمک عیار
نویسندگان
1 استاد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.
2 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.
doi
10.30495/dk.2022.1934952.2302چکیده
سمک عیار نوشتۀ فرامرز بن خداد، قدیمترین اثر در حوزۀ ادبیات داستانی زبان فارسی است. اگر چه این داستان بلند عامیانه، از منظر هنر داستاننویسی، نقصهایی دارد، بسیار جذاب و سرگرمکننده است. سمک عیار پر از نشانههای زندگی اجتماعی است؛ ولی یکی از گفتمانهای پربسامد آن عشق است. داستان با عشق شاهزادۀ حلب، خورشید شاه به مه پری، دختر فغفور چین، آغاز میگردد و تقریباً تمام رویدادهای آن حول محور این عشق میگردد. موضوع مقالۀ حاضر بررسی و تحلیل شیوهها و شگردهای وصف عشق، معشوق و عاشق در این داستان است. نویسندگان مقاله میخواهند بر طرز تلقی نویسنده از عشق و ملائمات آن تأمل کنند و دریابند که او برای باز نمود ویژگیهای عشق و احوال عاشق و معشوق و صحنههای دیدار و به همآمیزی عشاق، کدام ابزارهای بلاغی را به کار گرفته است.دادههای این پژوهش با روش کتابخانهای به دست آمده و پس از مقولهبندی، با استفاده از روش کیفی، تحلیل و توصیف شده است. نتایج پژوهش نشانگر آن است که در سمک عیار، عشق اساساً جسمانی، اشرافی و مردسالار و مرکز دایرۀ کنشهای نیک و بد اشخاص داستان است. این عشق چنان قدرتمند است که میتواند عاشق را، در طلب معشوق و رسیدن به وصال از حلب به چین بکشاند. ابزارهای بلاغی نویسنده برای تجسم این احوال، تشبیه، استعاره، کنایه و به ویژه وصف هنری، بوده است.