سنجش امنیت زنان در بافت فرسوده با تأکید بر رویکرد (CPTED)؛ موردپژوهی: محله سیاهپوشان دزفول
نویسندگان
1 استاد مدعو گروه شهرسازی و دانشآموخته دکتری سنجش از دور از دانشگاه (UTM)، گروه شهرسازی، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه صنعتی جندی شاپور دزفول، دزفول، ایران
2 استاد مدعو شهرسازی و پژوهشگر دکتری شهرسازی، گروه شهرسازی، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر اصفهان، اصفهان، ایران
3 دانشجوی کارشناسی ارشد طراحی شهری، گروه شهرسازی، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه صنعتی جندی شاپور دزفول، دزفول، ایران
4 استادیار، گروه شهرسازی، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه صنعتی جندی شاپور دزفول، دزفول، ایران
doi
10.71487/ebtp.2025.2311-3267چکیده
افزایش امنیت محیط شهری در راستای بهبود کاربری فضای شهر مهمترین رویکردی است که جامعههای مدرن در زمینه فرهنگی، علوم اجتماعی، مدیریتی، اقتصادی و طراحی محیط بدان توجه دارند. لذا برای افزایش آن بایستی معیارها و استانداردهای مختلفی در طراحی فضاهای شهر در نظر گرفت. رویکردCPTED 1 از جمله رویکردهایی است که بر کاهش جرم از طریق طراحی محیط تأکید دارد. محله سیاهپوشان واقع در شهر دزفول بهعنوان یکی از قدیمیترین محلات در شهر دزفول است و عدم توجه به کیفیتهای محیطی موجب شدهاست که امنیت ساکنان بویژه زنان با مخاطره همراه گردد. بنابراین، هدف اصلی این تحقیق دستیابی به الگوهای خاص افزایش امنیت زنان در فضای شهر، حضور فعالتر آنان در سطح شهر، و ايجاد حستعلق خاطر نسبت به محله است. فرضیه این پژوهش این است که به نظر میرسد تفاوت قابلتوجهی در اولویتبندی عوامل مؤثر بر امنیت شهری زنان وجود دارد. در این پژوهش سعی شده است با تکیه بر روش توصیفی تحلیلی و استفاده از دادههای اسنادی، مرور متون، برداشتهای میدانی و توزیع پرسشنامه سطح امنیت محله، همچنین استفاده از نرمافزارهایSPSS 22, Google Earth و GIS10.8 تجزیه و تحلیل شود. نتایج آزمون رگرسیون چندگانه حاکی از آن است که شاخص «دسترسی» با بتای ۲۸۷/۰ بیشترین اثرگذاری را بر امنیت ادراک شده زنان در محله سیاهپوشان دارد. دیگر شاخصهای پژوهش، بهترتیب «قلمروگرایی»، «نظارت طبیعی»، «حفاظت از فعالیت» و «مدیریت و نگهداری» با بتای ۲۸۵/۰، ۲۵۳/۰، ۲۳۸/۰ و ۲۲۱/۰ متغیرهای اثرگذار بر متغیر وابسته پژوهش ارزیابی شدهاند.