بررسی و تحلیل دو کهن الگوی آنیما و آنیموس، در داستان های خسرو و شیرین و لیلی و مجنون نظامی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
3 دانشیار گروه روانشناسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
10.30495/dk.2022.692046چکیده
نقد کهن الگویی متون ادبی، از منظر انسانشناسی و معرفتشناسی از آن رو که عمق و ژرفای اندیشۀ شاعر یا نویسنده را نشان میدهد، نقدی ارزشمند به شمار میآید. نظامی، شاعر بزرگ ایرانی، جزو معدود داستان پردازانی است که بر ویژگیهای روانی شخصیتهای داستانش تأمل میکند و ایستایی و پویایی آنان را در پیوند با آنیما و آنیموس، توضیح میدهد. در این مقاله شخصیتهای اصلی دو داستان، خسرو و شیرین و لیلی و مجنون، با بهرهگیری از نظریۀ کهن الگویی یونگ، که خود بخشی از نظریۀ فردانیت اوست. برای بازنمود تأثیر طبیعت زنانۀ مردان و طبیعت مردانۀ زنان بر روان آنان، بررسی شده است. اطلاعات مربوط به موضوع با استفاده از روش کتابخانهای به دست آمده و سپس با بهره گیری از روش تحلیلی توصیف شده است. این دو داستان نشان میدهند که نظامی، بی آن که از نظریه های یونگ آگاهی داشته باشد، همسو با او، بر نقش زنان در ایجاد تحول در شخصیت مردان، تأکید ورزیده است. این پژوهش نشان میدهد که زنان داستان، شیرین و لیلی، البته با تفاوتهای چشمگیری که در آن ها دیده میشود، توانستهاند، مردان خود را چنان متحول نمایند که در انتهای داستان، به انسانهایی متفاوت با آن چه در آغاز بودهاند، تبدیل یابند.