بررسی تطبیقی نظریۀ « احساس حقارت» و شیوههای مقابله با آن براساس روانشناسی فردگرای آدلر در اشعار شاعران زن ایران و عرب (سیمین بهبهانی، غاده السمان)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی ، واحدرودهن ، دانشگاه آزاداسلامی، رودهن،ایران.
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی،واحد رودهن ، رودهن،ایران
3 استادیار گروه روانشناسی ، واحد رودهن ، دانشگاه آزاد اسلامی، رودهن،ایران.
4 استادیار گروه روانشناسی ، واحد رودهن ،دانشگاه آزاد اسلامی، رودهن،ایران.
doi
10.30495/clq.2023.1983348.2543چکیده
نقد روانکاوانه، نقدی جدید و بینارشتهای است که در آن پژوهشگر و یا منتقد، بر آن است تا جنبههای پنهان و یا زوایای مختلف رفتاری و نشانههای روانی موجود در یک اثر مورد نظر، اعم از ادبی و یا .... را بکاود تا بدین وسیله به تحلیل شخصیت نویسنده، هنرمند و یا اشخاص داستانی بپردازد. روانشناسی فردنگر بهوسیلة آلفرد آدلر پایهگذاری شده است و یکی از نظریههای موجود در این روانشناسی فردگرا، نظریۀ احساس حقارت است. در این مقاله که به شیوۀ توصیفی– تحلیلی بر مبنای سندکاوی و شیوۀ مطالعات کتابخانهای صورت گرفته است، اشعار دو تن از شاعران معاصر ایران و عرب (سیمین بهبهانی، غاده السمان) بر اساس نظریۀ احساس حقارت مبتنی روانشناسی فردگرای آدلر مورد تحلیل و بررسی قرار میگیرد. نتایج تحقیق نشان میدهد که احساس حقارت موجود در اشعار سیمین بهبهانی و غاده السمان به علت تبعیض جنسیتی موجود در جامعه بوده است و مهمترین مؤلفهها و شاخصههایی که بر اساس روانشناسی فردگرای آلفرد آدلر برای مقابله با احساس حقارت میتوان در اشعار این دو بانوی شاعر دید، شامل مکانیزمهای برتریجویی، علاقۀ اجتماعی، یاس و تنهایی، انزوا و کنارهگیری؛ شکوه و اعتراض و عشق است.