گونه‌های تأثیرپذیری در شش داستان از ادبیات جهان بر اساس بیش متنیت ژنت

نویسندگان

1 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی استان گیلان واحد رشت، رشت، ایران

doi
10.30495/clq.2023.1971845.2478
چکیده

بررسی روابط میان یک متن با متن‌های دیگر، در قرن بیستم منجر به کشف نظریۀ بزرگ بینامتنیت شد. بر پایۀ این نظریه هر متنی بر اساس متن‌های پیشین شکل می‌گیرد. کریستوا، بارت، سولر و ژنت از تأثیرگذاران و گسترش‌دهندگان این نظریه هستند. ژنت کوشید هرگونه روابط بین متون را شامل همۀ جزییات مورد بررسی قرار دهد و مجموعۀ این روابط را ترامتنیت نامید که بیش‌متنیت یکی از شاخه‌های آن است. هدف مقالۀ حاضر بررسی نشانه‌های بیش‌متنی در شش اثر داستانی جهان بر اساس نظریۀ ژنت است. روش پژوهش مطالعه، تحلیل و تطبیق داستان‌های خسیس، سرود کریسمس، سرگذشت مرد خسیس، اوژنی گرانده، شوالیۀ خسیس و نفوس مرده است. نتیجۀ مطالعه نشان می‌دهد که از داستان‌های مذکور، پنج داستان پیش‌متن واحد دارند و آن نمایشنامۀ داوری اثر مناندر است که نمونۀ اولیۀ آولولاریاست که مورد تقلید مولیر در خسیس قرار گرفته؛ در داستان‌‌های دیگر خسیس الگو واقع شده که بیش‌متن آن و در اصل بیش‌متن داوری خواهند بود. گونه‌های این بیش‌متن‌ها از نوع پاستیش، شارژ و جایگشت است.