بررسی تطبیقی ساختار روایی و محتوایی دو قصّۀ عامیانه (دارابنامه و بختیارنامه)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیّات فارسی، واحد همدان، دانشگاه آزاد اسلامی، همدان، ایران.
2 استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، واحد همدان، دانشگاه آزاد اسلامی، همدان، ایران.
3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد همدان، دانشگاه آزاد اسلامی، همدان، ایران.
doi
10.30495/dk.2021.1929651.2256چکیده
قصّههای عامیانه یکی از انواع ادبی به شمار میآید که برگرفته از یک سنّت کهن در داستان پردازی است که داستان پرداز مقوله های گوناگونی را در آن به کار میگیرد تا علاوه بر سرگرمکنندگی، خصوصیّات، روحیّات و آرزوهای مردم ایران و همچنین تاریخ اجتماعی آنان را به تصویر بکشد. دو قصّۀ عامیانۀ دلانگیز و خواندنیِ دارابنامۀ طرطوسی و بختیارنامۀ دقایقی مروزی از این نوع هستند. از آنجایی که قصّههای بلند عامیانه، ظرفیّت پژوهشی بالایی دارند؛ پژوهش حاضر، به بررسی و مقایسۀ ساختار روایی و محتوایی این دو داستان اختصاص یافته است. در این پژوهش، که به شیوۀ تحلیلی-توصیفی و با استفاده از مطالعات کتابخانهای انجام شده، پس از بررسی و تحلیل روایی و محتوایی دو اثر، این نتایج به دست آمده است که ساختار روایی دارابنامه نسبت به بختیارنامه از استحکام و جذابیّت بیشتری برخوردار است. همچنین از نظر محتوایی، دارابنامه، حضور فرهنگ طلایی و باستانی ایران زمین است، امّا در بختیارنامه، بیشتر با فرهنگ اسلامی روبرو هستیم.