روایت شناسی «سمفونی مردگان» عباس معروفی براساس نظریۀ سیمپسون
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران.
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران.
doi
10.30495/dk.2022.697625چکیده
این پژوهش به شیوۀ تحلیلی- توصیفی می کوشد تا دیدگاه روایتگری را در رمان عباس معروفی با عنوان سمفونی مردگان بررسی کند. این مطالعه براساس الگوی پیشنهادی سیمپسون 1993م. صورت می گیرد که در آن روایت و دیدگاه روایی به شکلی نظام یافته و روشمند بررسی می شوند. ابتدا تلاش بر آن است که دریابیم راوی در این داستان براساس الگوی سیمپسون، از چه نوعی است و سپس بررسی کنیم که آیا وجهیّت داستان مثبت، منفی و یا خنثی است. فرض ما براین است که راوی سومشخص و وجهیّت داستان در متن براساس تقسیمبندیهای سیمپسون، مثبت است. در این تحقیق داده ها بر اساس گفته ها و ابزارهای تحلیلی بیان شده در نظریه مذکور، مورد بررسی قرار گرفته است. با مطالعۀ این پژوهش درمی یابیم که راوی میان اولشخص و سومشخص در تغییر است که هرکدام در پیشبرد روایت تأثیرداشته است. وجهیت غالب در متن داستان براساس تقسیمبندیهای سیمپسون، مثبت است کهنشان از تعهّد و اعتمادبهنفس راوی دربارة ماجراهای داستان و دیدگاه قاطع او در مورد جهل و تعصب درتقابل با روشنفکری وآگاهی است. نظام وجهی بهکاررفته در رمان امری و التزامی است که بااستفاده از فعلهای وجهی-واژگانی، کلمات احساسی مانند صفات و قیود ارزیابیکننده، افعال گزارشی که بیانگر افکار و کنشهاست و جملات تعمیمدهنده، آن را نشان داده است. البته در برخی قسمتهای داستان وجهیت منفی است که حاکی از تردید و دودلی شخصیتهای داستان است.