بررسی عنصر آتش در ایران باستان و چگونگی بازتاب آن در اندیشۀ مولانا

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، مرکز نظرآباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نظرآباد، ایران.

doi
10.30495/dk.2022.575867.1200
چکیده

یکی از عناصر سازنده و بنیادی در جهان مادّی که همواره نقش ارزشمندی در زندگی بشر ایفا کرده است، آتش است. هر چه در جهان وجود دارد همگی به نوعی با این عنصر مقدّس در ارتباط است. آتش از دیرباز دراساطیر ایرانی، جایگاه ویژه داشته است. زرتشت به آن جنبۀ اخلاقی و معنوی داد و آن را علامت و نشانۀ زنده‌ای از پاکی و طهارت دانست.با توجه به راز آفرینی و شکوهمندی ذات آتش و نماد بودن آتش در اساطیر و افسانه‌های اقوام و ادیان گذشته و امروز، درمی‌یابیم که‌ این عنصر همواره با زندگی و حیات انسان‌ها و مناسک و مراسم آیینی آن پیوند داشته است. مسلم است که آتش در پیشینۀ فرهنگی نیاکان ما، باور و اعتقادی دینی بوده است؛ اما امروز می‌توان آن را نماد پیوند در فرهنگ گذشته و حال دانست. عارف ایرانی مثل مولانا این آتش را در مکتب عشق و جمال به بیان‌های رمزی بیان نموده و دیدار با نور را چون زرتشت در مراحل سیر و سلوک نشان داده و در شهود باطنی به دیدار با نور رسیده است. این آتش همانی است که درگفتۀ مولانا چنین انعکاس یافته است هرکه این آتش ندارد نیست باد و این آتش در شراب معنوی و موسیقی عرفانی و جمال معشوق بروز می‌کند و عرفان ایرانی را یکسره به رنگ خود درمی‌آورد. در این گفتار کوشیده می‌شود تا تفسیر و تحلیلی از آتش در دیدگاه مولانا با روش تحلیلی(کتابخانه‌ای) داده شود.