بررسی کارکرد تصویرپردازی‌های هنری در قصیده‌ی «ملحمة النبی» عمر ابوریشه و شعر «طلوع محمد» مهدی سهیلی

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات عربی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

2 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

3 هیئت علمی رشته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

doi
10.30495/clq.2023.1983264.2541
چکیده

تصویر‌پردازی یکی از شگردهای ادبی است که برخی از شاعران زبردست از آن بهره می‌برند تا از این رهگذر بتوانند با انتقال بهتر مفاهیم مورد نظر خویش، خوانندگان را تحت تأثیر قرار دهند. در پژوهش پیش‌رو که با رهیافت توصیفی تحلیلی و استناد به منابع کتابخانه‌ای نوشته شده است، تلاش شده تا کارکرد تصویر‌پردازی هنری نزد یک شاعر عرب یعنی عمر ابوریشه و یک شاعر فارسی‌زبان یعنی مهدی سهیلی مورد واکاوی قرار گیرد. عرصه‌ی بررسی تصویر‌پردازی در این پژوهش، قصیده‌ی ملحمة النبی از عمر ابوریشه و شعر طلوع محمد از مهدی سهیلی است. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که هر دو از فن تشبیه، استعاره و کنایه بهره بردند؛ با این توضیح که عمر ابوریشه به دو فن ادبی تشبیه و کنایه و مهدی سهیلی به دو فن استعاره و کنایه بیشتر نظر داشته‌اند. همچنین نباید فراموش کرد که این دو شاعر از عنصر مجاز بهره نبرده‌اند.