بررسی مسئلۀ «خود» و «دیگری» در آثار میرزا ملکمخان ناظمالدوله
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
3 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد اسلامشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، اسلامشهر، ایران.
doi
10.30495/dk.2023.700079چکیده
جامعۀ ایران در عصر قاجار و آستانۀ مشروطه جامعهای استبدادزده و مستضعف بود و مواجهه با غرب/دیگریِ متمدن و مقتدر، عمق عقبماندگیها و نابسامانیهای این مملکت را نمایاند و خودِ ناآگاه و بیدانش ایرانیان را در برابر چشمان بهتزدۀ آنان قرار داد. میرزا ملکمخان ناظمالدوله، منورالفکر دوران پیشامشروطیت، با آثار و رسالههایش در تهییج و چرخش افکار مردم به سوی دیگری و گریز از خویشتن سهم بزرگی داشت. او کوشید تا با زمینهسازی برای تغییر گفتمان قاجار و استقرار گفتمان دموکراسی، جامعة درحال احتضار ایران را احیا کند. پرسش اصلی این مقاله چگونگی بازتاب خود و دیگری در مکتوبات ملکم و تأثیر رویکرد او در شکلگیری هویت ایرانی متجدد است. پژوهش حاضر نشان میدهد ملکم با اتخاذ سازوکارهایی سیاسی، ضمن افشاگری اوضاع داخلی کشور و نقد صریح شرایط موجود، همچنین تلاش برای به حاشیه راندن و حذف گفتمان دیرین سلطنتطلبی در ایران، به برجستهسازی گفتمان اروپایی و تقدیم جایگاه دیگری ارتقادهنده و توسعهبخش به غرب و فرهنگ و مظاهر تمدن غربی میپردازد و مساعی قلم وی مصروف استقرار گفتمان آزادیخواهِ قانونمدار ازطریق حذف خود و پذیرش غیر است. در این تحقیق، مسئلۀ خود و دیگری از منظر ملکم، با بررسی مجموعه آثار وی و کاربست روش توصیفی ـ تحلیلی بررسی میشوند.