نگرشی تحلیلی بر بازآفرینی بافت های فرسوده مطابق اصول رشد هوشمند شهری (مطالعه موردی: محله ماسور شهر خرم آباد)

نویسندگان
doi
10.71487/ebtp.140407231221291
چکیده

چکیده این پژوهش با هدف بومی‌سازی و عملیاتی‌سازی اصول رشد هوشمند شهری، به تحلیل و اولویت‌بندی بازآفرینی بافت فرسوده‌ی محله‌ی ماسور خرم‌آباد پرداخته است. تحقیق به شیوه‌ای ترکیبی انجام شد و داده‌های اسنادی و میدانی در چارچوب مدل تلفیقی AHP –SWOT– GIS  و با استفاده از تکنیک دلفی و نرم‌افزار Expert Choice تحلیل گردید. نرخ ناسازگاری پایین (≈0.097–0.099) بیانگر انسجام قضاوت‌های کارشناسی است. نتایج، دو نیروی اصلی محرک را شناسایی کرد: تپه‌های تاریخی ماسور به‌عنوان هسته‌ای هویتی-اکولوژیک و زمین‌های بایر به‌عنوان ظرفیت توسعه‌ی درونی و ارتقای سرانه‌های خدماتی. در مقابل، فرسودگی ابنیه و بی‌توجهی نهادی به‌عنوان دو ریسک سیستمی بازدارنده معرفی شدند. تحلیل ابعاد موضوعی نشان داد که بعد کالبدی با سهم ۵۶ درصدی، شرط آغاز بازآفرینی است اما پایداری بلندمدت در گرو هم‌زمانی مداخلات اجتماعی، مدیریتی و زیست‌محیطی است. بر این اساس، الگوی پیشنهادی شامل: ایجاد ستون فقرات سبز–خدماتی بر محور تپه‌ها، تکمیل سرانه‌های آموزشی و فرهنگی، نوسازی فشرده و پیاده‌مداری معابر، توسعه‌ی حمل‌ونقل عمومی و استقرار ساختار حکمرانی یکپارچه است. در نهایت، پژوهش تأکید می‌کند که رشد هوشمند در بافت‌های فرسوده، زمانی به اثربخشی واقعی می‌رسد که ظرفیت‌های مکانی و نهادی در قالب یک مداخله‌ی هم‌پیوند و فشرده تلفیق شوند.