بررسی رمان «عریان در برابر باد» اثر احمد شاکری از منظر کهنالگوهای یونگ
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران.
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران.
doi
10.30495/dk.2021.1934324.2296چکیده
یکی از رویکردهای نقد ادبی معاصر که مورد توجه پژوهشگران قرارگرفته نقد روانشناختی است. کهنالگوها که محتوای ناخودآگاه جمعی محسوب میشوند در شخصیت انسانها، به عنوان میراثی از گذشتگان قابل تحلیل هستند. فرد با به تعادل رساندن چهار کهنالگوی نقاب، سایه، آنیما، آنیموس در وجود خود میتواند خود واقعی را بروز داده و به فردانیت برسد. این نوشتار به روش تحلیلی- توصیفی به بررسی کهنالگوها در رمان عریان در برابر باد اثر احمد شاکری بر مبنای نظریات یونگ میپردازد. این رمان از رمانهای حوزۀ ادبیات دفاع مقدس است که به روایت ماجرای نوجوانی از روستای کانیچاو پرداخته و راز شهدای تپۀ برهانی را پس از سالها بازگشایی میکند. این پژوهش متناسب با شرایطِ داستان زمینۀ بازنمایی کهنالگوهای یاد شده را فراهم آورده و نشان میدهد در رمان به دلیل حضور شخصیتهای منفی، کهنالگوهای سایه و نقاب تأثیر بسزایی داشته و فضای داستان را تیره و تار نمودهاند. با تلاش شخصیت اصلی رمان - یوسف- سایه و نقابها یکی پس از دیگری کنار رفته و واقعیت برای اهالی روشن میشود. پافشاری بر جنبههای منفی، زمینۀ بروز خود واقعی شخصیتهای داستان را فراهم نیاورده و تنها ماهیت آنان را برای اهالی آشکار ساخته است.