سیمای خراسان در اندیشه و اشعارملک الشعرای بهار

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد شهر قدس، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد شهر قدس، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد صفادشت، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

doi
10.30495/dk.2021.1931271.2269
چکیده

در میراث ادبی و شعری زبان فارسی، اشعار فراوانی در زمینۀ تاریخ، جغرافیا، فرهنگ و مردم خراسان وجود دارد که بر نقش مهم این سرزمین و ساکنان آن تاکید می‌نماید. در میان شاعران معاصر، ملک الشعرای بهار شوق وافری به خراسان دارد. از انگیزه هایی که موجب سرودن شعر درباره سرزمین خراسان در اشعار بهار شده است می توان به انگیزه مذهبی، فرهنگی، سیاسی، تاریخی و عشق به زادگاه و وطن اشاره کرد. هدف از این پژوهش روشن ساختن ابعاد اندیشه و انگیزه های بهار در زمینۀ خراسان، و همچنین بسامد یاد کرد خراسان در اشعار اوست. این جستار با روش تحلیلی ـ توصیفی، به بررسی دیوان اشعار بهار بر اساس قالب و مضامین به دسته‌بندی آن ها پرداخته است و ضمن تاکید بر بسامد موتیف‌ خراسان در اشعار منتخب، این نتیجه را به‌دست داده است که خراسان در شعر وی گاه وطن، گاه خانۀ پدری و گاه محل ه ای است که در آن بالیده است. همچنین بازتاب و تاثیر خراسان در اندیشه و اشعار بهار رکن اصلی اشعار او به‌شمار می‌آید.