بررسی خوانش های مختلف از نظریه مردمسالاری دینی و تبیین گفتمان مختار با تأکید بر اندیشه رهبران انقلاب اسلامی
نویسندگان
1 استادیار گروه معارف اسلامی، دانشگاه الزهرا(س)، تهران، ایران
doi
چکیده
با پیروزی انقلاب اسلامی، مباحث متنوعی در سپهر اندیشهی سیاسی ایران طرح گردید. در این میان، یکی از موضوعات بسیار مهم و بحثبرانگیز، نوع نظام سیاسی بود. از آن جایی که دو علت مهمِ وقوع انقلاب در ایران، حکومت استبدادی و ضددینی پهلوی بود. انقلاب با ترویج تفکرِ حضور اجتماعی دین و نقشآفرینی مردم در صحنهی اجتماعی، به پیروزی رسیده بود؛ این دو اصل (اسلامیت و جمهوریت) در شکلگیری نظامِ پس از انقلاب نقش اساسی را ایفا نمودند. با طی چند دهه از انقلاب و ورود به لایههای عمیقتر معرفتی، تبیین و تقویت مبانی نظام سیاسی و تعیین نسبت آن با نظامهای دیگر در عرصه جهانی، ضرورت پیدا کرد. حضور نظام لیبرال دموکراسی و پشتیبانی تمدنی غرب از این نظام و ادعای جهانشمولی طرفداران آن، چنین ضرورتی را دو چندان میکرد. در این حال، یکی از اولین و مهمترین مسائل، نسبت این دو نظام با یکدیگر بود که در قالب «نسبت اسلام و دموکراسی» طرح گردید. هر چند این مسئله در جهان اسلام سابقه داشت اما چون در ایران نوعی نظام مردمسالار شکل گرفته و در واقع از انتزاع به عینیت رسیده بود، اهمیت بالاتری پیدا کرد. این مباحث زمانی به اوج خود رسید که مقام معظم رهبری، نظریهی «مردم سالاری دینی» را به عنوان نظامی برآمده از تفکر اسلامی و در ازاء نظام لیبرال دموکراسی مطرح کردند. این مقاله با رویکرد توصیفی– تحلیلی، انواع خوانشهای این نظریه را بررسی کرده و نهایتاً با توجه به مبانی تفکر اسلامی و اصول فکری رهبران انقلاب اسلامی به تبیین گفتمان مختار میپردازد. بر اساس نتایج بدست آمده، مردمسالاری دینی برخاسته از مبانی اسلام بوده و اصول مسلم آن از جمله، ارزشمداری، حقمحوری، قانونگرایی، رضایتمندی، عدالتمحوری، مشارکت عمومی و ارتباط وسیع و عمیق مردم و مسئولین، تماماً به مثابه ثمراتی است، که از ریشهی همین مبانی معرفتی به بار نشسته است.