سرمایهگذاری در هوش مصنوعی و تضاد اشتغال: رمزگشایی جانشینی در برابر خلق شغل در ۲۰ اقتصاد پیشرو
نویسندگان
1 دانشیار، گروه اقتصاد، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آیت¬الله بروجردی (ره)، بروجرد، ایران و گروه پژوهشی علوم داده زاگرس، دانشگاه آیت¬الله بروجردی (ره)، بروجرد، ایران. (نویسنده مسئول). younesnademi@abru.ac.ir
2 دانشیار، گروه اقتصاد، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آیت¬الله بروجردی (ره)، بروجرد، ایران و گروه پژوهشی علوم داده زاگرس، دانشگاه آیت¬الله بروجردی (ره)، بروجرد، ایران. khochiany@abru.ac.ir
3 دانشیار، گروه اقتصاد، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آیت الله بروجردی (ره)، بروجرد، ایران و گروه پژوهشی علوم داده زاگرس، دانشگاه آیت الله بروجردی (ره)، بروجرد، ایران، maaboudi@abru.ac.ir
doi
https://doi.org/10.71849/ECO.2025.1211881چکیده
هدف این مقاله بررسی پیامدهای دوگانه سرمایهگذاری بخش خصوصی در هوش مصنوعی بر بازار کار و نرخ بیکاری در اقتصادهای پیشرو است. بدین منظور مجموعهای از دادههای تابلویی شامل بیست کشوری که در دوره ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۳ بیشترین سرمایههای مخاطرهپذیر مرتبط با هوش مصنوعی را جذب کردهاند گردآوری شد. در ادامه، با برآورد یک سیستم همزمان دو معادله به کمک روش گشتاورهای تعمیمیافته سیستمی (System-GMM)، دو کانال اثرگذاری متمایز شد: نخست، کانال بهرهوری که جانشینی نیروی کار با سرمایه فناورانه را منعکس میکند و دوم، کانال خلق شغل که از توسعه صنایع و خدمات مکمل هوش مصنوعی و بازآفرینی زنجیرههای ارزش ناشی میشود. برآوردها نشان میدهد که افزایش بهرهوری، در غیاب سیاستهای جبرانی، نرخ بیکاری را بالا میبَرد؛ درحالی که سرمایهگذاری مستقیم در هوش مصنوعی اثری کاهنده دارد. بنابراین، برآیند نهایی در هر کشور به توازن قدرت این دو کانال بستگی دارد. آزمونهای پایایی و اعتبار ابزارها، صحت نتایج را تأیید کردند. براساس یافتهها، اجرای برنامههای ارتقای مهارت دیجیتال، گسترش زیستبوم نوآوری، اصلاح نظام آموزشی و حمایت هدفمند از استارتاپهای فناورمحور ضروری است تا تحول فناورانه به سوی ایجاد شغل پایدار هدایت شود. ناهمگونی در ظرفیت جذب فناوری و کیفیت نهادی نیز عامل مهم تفاوت آثار است؛ بهگونهای که کشورهایی با نظام نوآوری بالغ، توانایی خنثیسازی اثر جانشینی و دستیابی به تعادل کارآفرینانهتر را دارند.