زنان در ساخت اجتماعی- سیاسی ایران عصر پهلوی (۱۳۰۰-۱۳۵۷ ش)
نویسندگان
1 استادیار پژوهشی گروه مطالعات تاریخی انقلاب اسلامی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، ایران.
doi
چکیده
تبلیغات رسمی و گسترده در رابطه با افزایش حوزهی نفوذ و آزادی زنان و حمایت از حقوق و فرصتهای برابر برای آنان از یکسو، و مانع تراشی و تحدید ساختاری و ظرفیت سازیهای نمایشی از سوی دیگر، رسیدن به تصویری شفاف و مبتنی بر واقعیت از وضعیت زنان در دورهی پهلوی را پیچیده کرده است از اینرو بررسی و فهم دقیق این موضوع در ساخت سیاسی- اجتماعی این عصر از اهمیت به سزایی برخوردار است. این موضوعی است که امروزه با در نظر گرفتن روند سریع افزایش آگاهی زنان و ارادهی روز افزون آنان برای نقش آفرینی در تحولات اجتماعی و سیاسی، ضرورت آسیب شناسی و شناخت محدودیتها و موانع تحقق این خواست و همچنین رواج روایتهای تحریف آمیز از تاریخ، از اهمیت بیشتری برخوردار شده است. مقاله پیش روی، با رویکردی ساختارگرایانه و با بهره گیری از روش تاریخی و استفاده از منابع سندی و کتابخانهای، به بررسی تعارض ویژگی مردسالارانهی ساختاری زیربنایی جامعهی ایران با اهداف و تبلیغات رونمایانه و اعلامی پرداخته و در پاسخ به پرسش از چگونگی تغییر جایگاه زنان در این دوره این فرضیه را مطرح نموده که در غیاب زمینههای تغییر ساختاری و با توجه به ماهیت توأمان استبدادی و پدرسالارانهی حکومت ایران در عصر پهلوی، تغییر در وضعیت زنان را تنها با بهره گیری از مفهوم رشد کمی در غیاب توسعهی کیفی و عدم امکان کنش مندی حقیقی آنان میتوان توضیح داد.