نقد جامعهشناختی مجموعه داستان کوتاه «خاطرههای پراکنده» از گلی ترقی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد کاشان، دانشگاه آزاد اسلامی، کاشان، ایران.
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد کاشان، دانشگاه آزاد اسلامی، کاشان، ایران.
doi
10.30495/dk.2021.1915327.2136چکیده
نقد جامعهشناختی ادبیات رشتهای علمی است که در ابتدا، با محور قرار دادن محتوا، به استخراج مسائل اجتماعی از خلال آثار ادبی میپرداخت. در قرن بیستم، جورج لوکاچ، فیلسوف مجارستانی، تغییرات عمدهای در این شیوه ایجاد کرد. در روش ساختگرایی تکوینی لوسین گلدمن، با تکیه بر آرای لوکاچ، شگردهای ادبی متن درکنار محتوای آن بررسی میشود و ساختارهای کلی اثر ادبی با ساختارهای اجتماعی که اثر در آن تکوین یافته، در تناظر قرار میگیرد. با توجه به اینکه حوزۀ پژوهشهای موردنظر رمان بوده است، مقالۀ حاضر در نظر دارد با روش توصیفیـ تحلیلی و با رویکرد ساختگرایی تکوینی، به سراغ داستان کوتاه برود و با مطالعۀ موردی مجموعۀ خاطرههای پراکنده از گلی ترقی، چگونگی بازنمایی جامعه در جهان تخیلی یک مجموعه داستان کوتاه را بررسی کند. نتایج بهدست آمده نشان میدهد که اگرچه همۀ داستانهای مجموعه در یک زمان اتفاق نمیافتد، اما کتاب تا حدودی، در محتوا و فرم، با رویدادهای جامعۀ ایران، پساز انقلاب و پساز جنگ تحمیلی، هماهنگ است و با بیان پیامدهای تعصب در دهۀ اول انقلاب و مدرنیته در دهۀ دوم، مخاطب را بهطور ضمنی، به تکثرگرایی و دوری از تجملگرایی دعوت میکند.