تاثیر پویایی مدیریت ذخایر ارزی و ساختار مداخلات بانک مرکزی بر تثبیت بازار ارز با بکارگیری نظریه گیرتون و روپر
نویسندگان
1 گروه اقتصاد،واحدتهرانمرکزی،دانشگاه آزاداسلامی،تهران،ایران.
2 گروه اقتصاد ،واحد تهران مرکزی،دانشگاه آزاد اسلامی،تهران،ایران.
3 گروهاقتصاد،واحدتهران مرکزی،دانشگاه آزاداسلامی،تهران،ایران
4 گروه اقتصاد،واحدتهران مرکزی،دانشگاه آزاداسلامی،تهران،ایران
doi
10.30495/fed.2022.691509چکیده
چکیدههدف مقاله حاضر برآورد تأثیر پویایی مدیریت ذخایر ارزی و ساختار مداخلات بانک مرکزی بر تثبیت بازار ارز با بهکارگیری نظریه گیرتون و روپر است. برای این منظور ابتدا شاخص مداخله بانک مرکزی با رویکرد فشار بازار ارز محاسبه و سپس تابع عکسالعمل سیاست مداخله با رویکرد آستانهای (STAR) بر اساس دادههای سالانه سالهای 1365− 1398 برآورد گردید. نتایج برآورد قسمت خطی مدل نشان میدهد که متغیر شاخص فشار بازار ارز و کسری بودجه تأثیر منفی بر نرخ ارز واقعی در ایران دارند. این در حالی است که نتایج برآورد قسمت غیرخطی مدل حاکی از تأثیر مثبت نرخ رشد درآمدهای ارزی حاصل از فروش نفت، خالص صادرات، شاخص قیمتی مصرفکننده و شاخص سیاست مالی بر نرخ ارز واقعی در ایران دارند. این موضوع نشاندهنده آن است که با افزایش نرخ رشد درآمدهای ارزی حاصل از فروش نفت، مقدار منابع ارزی کشور (نرخ ارز اسمی) افزایش مییابد. با افزایش منابع ارزی کشور، ارزش واقعی پول داخلی افزایش و همین امر عاملی در کاهش نرخ واقعی ارز و بدتر شدن وضعیت صادرات کشور میشود. در حقیقت در ایران به دلیل وجود تورم بالا، دولتها همواره سعی کردهاند که نرخ ارز را در سطح پایین تنظیم کنند تا از این طریق مانع از افزایش سطح قیمتها شوند. نتیجه این نوع دخالت، عدم انعطافپذیری نرخ ارز اسمی در واکنش به تغییرات و تحولات اقتصادی بوده است که این میتواند عاملی جهت کاهش نرخ ارز واقعی در چند دهه اخیر در ایران باشد.