شناسایی موضع سیاست‌ مالی ایران در مدیریت بدهی و کسری بودجه

نویسندگان

1 استاد، گروه اقتصاد، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اداری، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران (نویسنده مسئول)، aerfani@semnan.ac.ir

2 استادیار، گروه اقتصاد، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اداری، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران، talebbeydokhti@semnan.ac.ir

doi
https://doi.org/10.71849/ECO.2025.1212119
چکیده

هدف این مقاله تحلیل الگوهای رفتاری سیاستگذار مالی در قبال بدهی دولت و کسری بودجه، تبیین موضع سیاست مالی ایران و ارزیابی میزان اتکای دولت به سازوکارهای تعدیل مالیاتی در مواجهه با این چالش‌هاست. بدین‌منظور، یک قاعده سیاست‌ مالی با استفاده از الگوی چرخشي مارکوف در دوره زمانی ۱۳۵۴ ـ ۱۴۰۱ در اقتصاد ایران برآورد شد. نتایج برآورد، سه رژیم سیاستی متمایز را آشکار کرد؛ رژیم نخست، به رویکرد فعالانه سیاستگذار مالی یا فقدان سازوکار مالیاتی مؤثر برای تأمین مالی بدهی دولت به بانک مرکزی و اتکای صرف به درآمدهای مالیاتی برای کاهش کسری بودجه اشاره دارد. رژیم دوم، علی‌رغم تداوم رویکرد فعالانه، تلاش برای کاهش کسری بودجه از طریق افزایش درآمد مالیاتی را نشان می‌دهد. با این‌وجود، شواهد آماری متقن دال‌بر واکنش معنادار به تحولات بدهی و کسری بودجه مشاهده نمی‌شود. رژیم سوم، مجدداً بر غلبه رویکرد فعالانه سیاست مالی تأکید دارد؛ با وجود این، اثربخشی مالیات در کنترل کسری بودجه، با عدم قطعیت آماری مواجه است. براساس نتایج، ضعف سازوکارهای مالیاتی در کنترل بدهی دولت و کسری بودجه در اقتصاد ایران مشهود بوده و اجرای سیاست‌های مالی هوشمندانه با تأکید بر انضباط مالی و تقویت سازوکار‌های مالیاتی کارآمد برای تضمین پایداری مالی پیشنهاد می‌شود.