شگردهای طنزپردازی در حدیقةالحقیقه سنایی و کارکرد ارتباطاتی آن
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
doi
10.30495/dk.2023.1970926.2604چکیده
سناییِ غزنوی (545یا529-467 ق.)، اغلب به شاعر نوآور مشهور است. از نوآوریهای او، کاربرد طنز در نوشتار حدیقه بهمنظور تفهیم بهتر موضوعات عرفانی برای سالکان و مخاطبان مباحث عرفانیست. بهگونهای که پس از سنایی این شیوه، در میان عرفای صاحب اثر رواج یافت؛ بهویژه عطار و مولوی از آن بسیار استفاده کردهاند. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و بر پایۀ پژوهش کتابخانهای، به یافتن شگردهای طنزنویسیِ سناییِ غزنوی در جامعۀ آماریِ حدیقةالحقیقه پرداخته، و ضمن بررسی مختصات هر شگرد، و دستهبندی یافتههای پژوهش در شاخههای نظریههای طنز (برتری، تناقض/تضاد، رهایی، بازیها) این شگردها را از منظر کارکرد امروزی آن تحلیل و بررسی کردهاست.نتیجههای به دستآمده از این پژوهش، نشان میدهد تمامیِ شگردهای طنزساز حدیقۀ سنایی تئوریِ بازیها را تقویت میکند. همچنین درصد مجموع بازیهای زبانی 4/67درصد از کل شگردهای طنز حدیقه، بیشتر در حکایتها (بخش روایی) بهویژه در حکایتهای نیمۀ دوم حدیقه دیده میشود. در مقام بعدی، شگردهای تقویتکنندۀ نظریۀ برتری (5/8درصد) جای دارد، که درکل حدیقه پراکنده است. درنتیجه میتوان گفت، سنایی برای تفهیم بهتر آموزههای عرفانی، اخلاقی و فلسفی خود، به کارکرد بازی و تأثیرگذاریِ آن آگاه بوده، و از طنز ناشی از آن با اشراف کامل بهره بردهاست؛ اما اغلب با نگاه برتریجویانه و تنبیهی (آگاهیبخشی)، به تحقیر شخصیتهای حکایتها یا مخاطب پرداختهاست، و از میان 53 حکایت و تکبیتها، تنها 7 حکایت و 6 بیت طنزآمیز (همسو با نظریههای بازیها، رهایی و تضاد) کارکرد رسانهای دارد.