اندازه موسسه حسابرسی و کیفیت حسابرسی: نقد نظری، نقد روش پژوهش و ارائه پیشنهادات
نویسندگان
1 استادیار دانشکده علوم مالی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران،
2 دانشیار دانشکده اقتصاد و حسابداری، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
چکیده
براساس نظریه اندازه موسسه حسابرسی در ایران نیز پژوهشهایی به منظور مطالعه تفاوت کیفیت حسابرسی سازمان حسابرسی به عنوان حسابرس بزرگ و موسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی به عنوان حسابرس کوچک، انجام شده است. اما نتایج پژوهشهای انجام شده در کشور در این حوزه متناقض است. چنین نتایج متناقضی میتواند بیانگر این موضوع باشد که نظریه به کار برده شده مناسب فضای حسابرسی ایران نیست یا ضعف در روش پژوهشی به کار برده شده وجود دارد یا هر دو مشکل به طور همزمان وجود دارند. لذا هدف پژوهش حاضر نقد نظری و روش پژوهشهای داخلی پیشین براساس نظریه اندازه موسسه حسابرسی بین سالهای 1385 تا 1394 میباشد. بهطور کلی، نقد نظری نشان میدهد که سازمان حسابرسی فاقد اکثر ویژگیهای حسابرس بزرگ طبق نظریه اندازه موسسه حسابرسی است. همچنین، نقد روش پژوهش نشان میدهد که مشکل انتخاب درونزای حسابرس توسط پژوهشگران ایرانی کنترل نشده است. متغیر درونزا متغیری است که حداقل از یک متغیر دیگر در مدل یا الگوی طراحی شده اثر میپذیرد. زمانی که متغیر مستقل درونزا باشد، مشکلات عمدهای از لحاظ آماری در برآورد مدل ایجاد میکند. پژوهش حاضر برای رفع مشکل نظری پژوهشهای این حوزه در ایران، دو نظریه متناقض "فشار حق الزحمه حسابرسی" و "حسابرسی شونده و حسابرسی کننده دولتی" را مطرح میکند. همچنین، برای رفع مشکل روش پژوهش، استفاده از فرآیند دو مرحلهای هکمن (1979) و مدلهای انطباقی روزن بوم و روبین (1983) را مطرح میکند.