بررسی خوشبینی و امید در قصاید بهار بر اساس روان شناسی مثبت نگر
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیّات فارسی، واحد یزد، دانشگاه آزاد اسلامی، یزد، ایران.
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد یزد، دانشگاه آزاد اسلامی، یزد، ایران.
3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد یزد، دانشگاه آزاد اسلامی، یزد، ایران.
doi
10.30495/dk.2021.1923765.2205چکیده
روان شناسی مثبتگرا یکی از شاخههای جدید دانش روان شناسی است. این علم سه ستون دارد: نخست مطالعۀ هیجان های مثبت، دوم مطالعۀ خصوصیات مثبت و سوم مطالعۀ نهادهای مثبت. مارتین سلیگمن، بنیانگذار این نظریه، زندگی هدفمند و با معنا را درگرو شش قابلیت مثبت خرد و دانایی، شجاعت، نوع دوستی، عدالت، اعتدال و تعالی و هیجانات مثبت را، در سه مسیر رضایت و افتخار و آرامش از گذشته، شادمانی و اشتیاق و لذت پایدار از حال و خوش بینی و امیدواری و اعتماد به آینده می داند. این پژوهش، قصاید ملکالشعرا بهار را به شیوۀ توصیفی، اسنادی، تحلیلی و ارزیابی کمی، در عنصر خوش بینی و امید از منظر روانشناسی مثبتنگر بررسی کرده است. با استخراج و بررسی شواهدی از یکصد قصیدۀ دیوان بهار مشخص شد که 83 قصیده موضوعی مثبت دارد که حدود نیمی از آن ها به خوش بینی و امیدواری اختصاص یافته که نسبت به یأس و ناامیدی از بسامد بسیار بالاتری برخوردار است؛ در این میان شاعر تنها در هفده قصیده به موضوع شکوه و گلایه پرداخته است. بهار با وجود همۀ رنجها و دردهای شخصی و اجتماعی، شاعری مثبتنگر، خود شکوفا و خوش بین است. وی نمونۀ دیگری از بزرگ مردان عرصۀ فرهنگ و ادب فارسی است که در راه اصلاح محیط و پدیدآوردن اجتماعی بهتر و شادتر قلم می زد و شعر می سرود. هنر و رسالت او در سالها قبل مصداق دانش جدیدی است که مدعی ارائۀ راهکارهای نو برای زندگی بهتر انسانها است.